تبلیغات
اخبار هنرمندان و بازیگران

دلبرا جان جان جان جان

جمعه 20 اسفند 1395 12:50 ب.ظ

 

دانلود آهنگ دلبرا جان جان جان جان مطربا وای وای وای وای
دانلود آهنگ دلبرا جان جان جان جان مطربا وای وای وای وای (شیدایی)با بالاترین کیفیت ممکن از حامد همایون
ترانه: سهیل حسینی ، آهنگ: حامد همایون ، تنظیم و گیتار: سامان امامی ، میکس و مستر: محمد فلاحی
به همراه پخش آنلاین و متن آهنگ
Downloade Ahange Jadide Hamed Homayoun Be Name Sheydaei

Hamed Homayoun Sheydaei دانلود آهنگ دلبرا جان جان جان جان مطربا وای وای وای وای

ای جان قلب من آشفته ی دلداده مرنجان
ای جان دستی بزنو گردش تقدیر بگردان
ای جان ردی خبری پیک امیدی بفرستم
تا کور شود چشمه ی تاریک حسودان
دلبرا جان جان جان جان
مطربا وای وای وای وای
های من هی هی هی هی
هوی من های های های های
متن آهنگ حامد همایون به نام شیدایی
یا رب به سمت من یارم روانه کن صبرم به سر رسیده
با من بگو بگو از راز قلب او رنگ از رخم پریده
وای از شبی که بی یادش سحر شود هرگز چنین نباشد
با تار گیسویش دامی به وسعتم قامتم تنیده
دلبرا جان جان جان جان
مطربا وای وای وای وای
های من هی هی هی هی
هوی من های های های های
ای جان قلب من آشفته ی دلداده مرنجان
ای جان دستی بزنو گردش تقدیر بگردان
ای جان ردی خبری پیک امیدی بفرستم
تا کور شود چشمه ی تاریک حسودان
دلبرا جان جان جان جان
مطربا وای وای وای وای
های من هی هی هی هی
هوی من های های های های

دانلود آهنگ دلبرا جان جان جان جان مطربا وای وای وای وای
حامد همایون شیدایی


 

مصاحبه با برادران پاکدل بازیگران مشهور سینما

دوشنبه 11 بهمن 1395 08:58 ب.ظ

 

مصاحبه با برادران پاکدل بازیگران مشهور سینما

  • مصاحبه با برادران پاکدل بازیگران مشهور سینما

    مصاحبه با برادران پاکدل بازیگران مشهور سینما

    حسین و مهدی پاکدل از بازیگران محبوب سینمای ایران هستند که برای مردم کاملا شناخته شده اند وحتی زندگی شخصی آن ها هم توسط مردم بسیار دنبال می شود. دل پاک، پاک دل. «… چقدر سلیقه توشه… به نظرم این اسمو می شه راحت نقاشی کرد… اصلا همین طوری خودش یه نقاشی یه … یه پرتره زیباست… کامل و بی نقص…».

    اینها مونولوگ های شخصیت کمال در نمایش یک صبح ناگهان نوشته و کارگردانی حسین پاکدل است که مهدی به زیبایی بازی کرد. کمال آنجا نقاش است و اینها را در ارتباط با اسم دیگری می گوید اما می شود آن را به اسم «پاکدل» هم تعمیم داد که در این خانواده، اول یک اسم است و بعد اپیدمی.

    آنها نمونه ای مثالی از برادری اند. برادر بزرگ تر چنان با شعف از برادر کوچک ترش حرف می زند که به معنای واقعی کلمه روایتگر تعریفی است که خود از واژه برادری ارائه می دهد: «رفاقت خدادادی و خونی» و برادر کوچک تر او را مراد خود می داند. هر چند حسین پاکدل می گوید مرادی و مریدی به سن و سال نیست و گاهی وقت ها من مرید مهدی هستم.

    گفتگوی ما درباره برادری است و البته بهانه آن بازی دوباره مهدی در تئاتر دیگری از برادرش حسین است و این بار «کابوس حضرت اشرف»؛ تئاتری که از هشتم بهمن در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است.گفتگو با این دو برادر را از برادری شروع کردیم و با آن هم ختم کردیم. خواستیم طعم شما و آنها با تلخی های اخیر زندگی مهدی تلخ نشود. البته پرسیدیم و مهدی با نجابت سکوت کرد و ما هم به احترام این صبوری موضوع را در همان موضوع شیرین برادری نگه داشتیم.
    مصاحبه با برادران پاکدل بازیگران مشهور سینما

    از روزهایی پر سیدیم که مهدی برادرش را می دید که اوج شهرت در مقام گویندگی و اجرا در تلویزیون دهه شصت را رها کرد و تئاتر و خدمت به این هنر اصیل و ریشه ای را برگزید و بعد به نویسندگی و کارگردانی در آن پرداخت و این عشق، مهدی را هم به سیر و سلوک در صحنه کشاند تا ذره ذره تلخی و شیرینی آن را بچشد و سال ها

    بعد در نقش بازیگر نمایشی از برادرش «کمال» بگوید: «آقا جان… برام بگین چه طوری می شه رنج و دردایی که نمی شه گفتو با رنگ کشید؟… صدای موسیقی رو چه جوری می شه تو نقاشی درآورد؟… طعم و بو رو تو طرح نشون داد؟… حتی زشتی مطلق یا زیبایی کاملو… اون قشنگی که رو پرده می یاد با اونی که واقعا هست خیلی فرق دارد…

    یه حس هایی هست نمی شه کشید… یه چیزایی که نمی شه عین همونا رو با رنگ و طرح کشید به یکی دیگه نشون داد… چی کار باید کرد آقا جان؟»درست است که مهدی بازیگر است و هر چه را که نوشته باشند و او قرار باشد بازی شان کند را به همین زیبایی اجرا می کند اما هیچ چیز قشنگ تر از این نیست که اینها را برادری نوشته باشد که به قول خودش سمبل مهربانی و برادری است.

    بگذارید من در مورد شهرت نکته ای را بگویم. به نظر من شانسی که مهدی، از نظر الگوی درست گرفتن از شما داشته این بود که وقتی او داشت بزرگ می شد، شما مسیر برعکس شهرت را رفتید. شما یک مجری خیلی مشهور و محبوب تلویزیون بودید و یک دفعه همه اینها را ول کردید و رفتید به سمت نویسندگی و کارگردانی تئاتر و طبیعتا این حوزه،

    حوزه مربوط به شهرت های فراگیر نیست و شاید بشود گفت از آن دور است. یعنی انگار شما از یک شهرت فراگیر فرار کردید و رفتید به حوزه عمیق تر و فرهیخته تری از هنر…

    – حسین: … دقیقا همین طور است…

    … و به نظرم این مسئله خیلی می توانست به مهدی که داشت مشهور می شد کمک کرد. اینکه بداند شهرت همه چیز نیست. درست است مهدی؟

    – مهدی: کاملا درست می گویی. من در مورد ماجرای مریدی و مرادی گفتم و همین چیزها و نکات بود که از ایشان یاد گرفتم و در ایشان دیدم که این حس در من به وجود آمد. همین آگاهی ها به من بخشیده شد که حضورشان برای من یک نعمت و موهبت بود و این بود که من همیشه با خودم می گفتم آهان، نکند این شهرت یک چیز پوچ است و چیزی نیست و آن چیز بزرگ تر چیست که برادر بزرگ تر من رفت دنبالش.

    رفتم ببینم چه چیزی برای ایشان مهم است؛ کتاب خواندن؟ آگاهی داشتن؟ مطالعه کردن؟ انسان بودن؟ از همان موقع و فکر کردن در این مورد ماجرای شهرت برای من حل شد. یعنی قبل از آن که به آن برسم برای من حل شده بود چون چیزی است که ممکن است پیش بیاید و گذرا هم هست. ممکن است برای همه پیش بیاید و برود.

    هر بازیگری یک دوره ای دارد و تو چند صباحی هستی و آن دوره را می گذرانی و تمام می شود. همان موقع با خودم فکر کردم که باید دنبال معدن دیگری باشم که تا آخر عمرم از آن سیراب بمانم. اینها را در رفتار برادرم فهمیدم و همان موقع و قبل از رسیدن به آن برایم حل شد.

    با توجه به اختلاف سن شما و با توجه به اینکه مطابق معمول زنتیکی و خانوادگی شما خیلی زود موها و محاسن تان هم سفید شد، آیا حسین آقا برای شما حالت پدرانه هم داشت؟

    – مهدی: صددرصد. دور از جان ایشان بله. این حالت بود. من خیلی جوان بودم که ما پدرمان را از دست دادیم. من آن موقع بیست سالم بود و برادرم همیشه برایم یک تکیه گاه و حریم امن به عنوان برادر بزرگ تر بود که جای پدر را کاملا برایم می کرد.

    آقای پاکدل. شما می خواستید دوست مهدی باشید یا برادر بزرگ تر یا حتی جانشین جایگاه پدر؟ به هر حال مهدی در جوانی پدر را از دست داد. شما کدام وجه را بیشتر دوست داشتید و در رفتارتان با او مد نظر داشتید؟

    – حسین: من به این چیزها فکر نمی کردم. مهدی خودش می داند که من به درک لحظه بیشتر اهمیت می دادم و می دهم. گاهی وقت ها به او می گفتم مهدی کجایی؟ یک جایی همدیگر را ببینیم. وقتی که می دیدمش می گفتم خب، دیدمت. هر چند که از دیدنت سیر نمی شوم اما می دانم کار داری. برو، در حدی که همدیگر را چند لحظه ببینیم

    و از دیدن هم لذت ببریم برای من کفایت داشت و دارد. در روزگاری که آدم ها در کنار هم هستند اما همدیگر را نمی بینند، یعنی آنقدر مشغله های مصنوعی ایجاد شده است که آدم ها از دیدن هم غافلند.

    خیلی نمی خواهم وارد موضوع توسعه رسانه ها بشوم. موضوع دیدن فقط همین نگاه کردن نیست بلکه موضوع جذب مطرح است. خود مهدی می داند، من وقتی نگاهش می نم انگار او را اسکن می کنم و انگار می نوشم مهدی را. یعنی با چشمم می خورمش. برایم، اینقدر دیدن او لذت بخش است.

    همیشه وقتی می بینمش می گویم خدایا، آیا فردا هم می بینمش. ان شاءالله همیشه سالم باشد و منظورم این نیست که می ترسم خدای ناکرده برای او اتفاقی بیفتد بلکه این موضوع متقابل است و با خودم می گویم که آیا من فردا هم این چشم را دارم که او را سیر ببینم. کار دنیا که حساب و کتاب ندارد. شاید از این در رفتم بیرون و چشمم آسیب دید. دلم می خواهد تا چشمم کار می کند، ببینمش. فقط مهدی نیست و این حالت برای همه نزدیکان و دوستانم هم هست.

    البته طبیعتا آدم به همه که به یک نسبت محبت ندارد. محبت ها متفاوت است. نکته دیگر این است که حسن برادری این است که تو بی توقع محبت داری و فکر نمی کنی که وقتی من عاشق مهدی هستم پس مهدی هم باید عاشق من باشد. نه، عشق برادری خدای گونه است. خدا هیچ وقت سر بندگانش منت نمی گذارد و البته من می دانم این حس در مهدی هم وجود دارد.
    مصاحبه با برادران پاکدل بازیگران مشهور سینما

    من مهدی را حتی در اشتباهات خودم هم می بینم

    چه چیز مهدی بیشتر شما را جلب می کند: موفق بودنش، قد و بالایش یا …؟

    – حسین: مجموعه همه اینها. بعد هم شما مهدی را الان می بینید ولی من، مهدی شیرخواره را می بینم. مهدی کوچکی که با بچه هایم بازی می کرد را می بینم. در بغل مادرم می بینم. در سفر می بینمش. در رشد می بینم. در هنرهایش می بینم. پدرم را در او می بینم. برادرم را در او می بینم. خواهرانم در او هستند.

    او را در اشتباهاتش می بینم و در مجموع من مهدی را حتی در اشتباهات خودم هم می بینم. مجموعه همه اینها باعث می شود یک پدیده ای در این هیبت انسانی زیبا جلوس مجسم شود به اسم برادرم مهدی. مجموعه من در قامت این برادر شکل گرفته.

    – مهدی: آقا ما چاکریم.

    مهدی شرایطت خیلی سخت شد. چطور می خواهی این همه عشق و علاقه و بزرگواری را پاسخ بدهی؟ اولین باری که حسین آقا پاکدل در شما یک تاثیر شگرفی گذاشت و اتفاقی که مسیرت عوض شود کی بود؟

    – مهدی: ایشان همیشه در زندگی ام الگو و برادر من بود. برادر من مصداق بارز آن است که می گویند به جای اینکه ماهی بخرید ماهیگیری یاد بدهید. ایشان همین کار را برای من کرده اند. بارها و بارها این تاثیرگذاری ها را در من داشته و البته اتفاقاتی هم افتاده که شاید در نوجوانی و جوانی بعضی وقت ها به من برخورده باشد.

    یک نمونه از این حالت ها را اگر بخواهم بگویم این بود که با خودم می گفتم که با این همه کارگردان آشناست و می داند که من هنرپیشگی را دوست دارم، چرا مرا به آنها معرفی نمی کند.

    این مواقع خیلی به من بر می خورد. یک موقع که ایشان مدیر مجموعه تئاتر شهر بود، من به نوعی منشی ایشان بودم و در ساعت هایی که خارج ساعات اداری بود، من تلفن ها را جواب می دادم و می دیدم که کارگردان های معروف ایران می آیند به آن دفتر و برادر من حتی مرا معرفی نمی کند که من داداشش هستم. خیلی برایم دریافت و درک این ماجرا ثقیل بود ولی بعدها دلیل این مسئله را فهمیدم. یک ماجرا را هم برایت تعریف کنم که به این سوال که پرسیدی مربوط می شود.

    من یک روز در تریای تئاتر شهر برای خودم می گشتم و با چند نفر از بچه ها نشسته بودیم و می گفتیم و می خندیدم. داداش آمد آنجا و مرا صدا کرد گفت مهدی جان بیا. گفتم بله. خیلی حجب و حیا داشتم و حرمت نگه می داشتم و هنوز هم همین طوری است. گفت اینجا چکار می کنی؟ گفتم با بچه ها نشسته ایم و داریم حرف می زنیم.

    گفت متوجه حرفم نشدی. گفتم اینجا چکار می کنی؟ دوباره توضیح دادم که با دوستان نشسته ایم و داریم چای می خوریم و حرف می زنیم. گفت تو نمی فهمی اینجا چه کاری می کنی؟ اینجا الان کارت چیست؟ می خواهی یک موجود دم دستی باشی که هر کس از خیابان هم رد شد و گفت مهدی را می خواهیم بگویند همین پسره که همیشه اینجاست؟

    اگر هدفت در زندگی این است برو بنشین و ادامه بده و امیدوارم موفق هم بشوی ولی اگر دنبال چیز دیگری در زندگی هستی، اینجا نباید باشی. در این زمانی که اینجا هدر می دهی می توانستی یک فیلم ببینی یا یک کتاب بخوانی و به خودت اضافه کنی. در هر صورت من هنوز جواب سوالم را نگرفته ام که تو اینجا چکار می کنی. بعد رفت.

    این اتفاق همیشه برایم یک تلنگر بود که وقت و انرژی ام را مدیریت کنم و در راه درست مصرف کنم و باید کاری کنم که تایم هایی که مصرف می کنم به دردبخور باشد. این اتفاق یکی از نقاط عطف برخورد ما بود.

    کتابی که از برادرم گرفتم

    مهدی جان؛ اولین کتابی که از استاد هدیه گرفتی، کی بود؟

    – مهدی: من چشم که باز کردم با کتابخانه برادرم در خانه روبرو شدم و همه اینها هدیه هایی بود که در خانه وجود داشت و من آنها را می دیدم.

    وقتی که نوجوان بودی خواندن چه کتابی را به شما توصیه کرد؟

    – مهدی: اولین کتابی که ایشان برایم گرفت و الان یادم هست، وقتی بود که من هفت، هشت سالم بود و رفته بودیم پارک ملت. ما آمده بودیم تهران که به ایشان سر بزنیم و ما را بردند به پارک ملت و آنجا نمایشگاه کتاب دایر شده بود. داشتیم قدم می زدیم که من رفتم سمت کتاب ها و داداشم به من گفت هر چقدر کتاب می خواهی بردار،

    من همه را برایت می خرم و من یادم هست کتاب «به من بگو چرا؟» و کتاب داستان های تخیلی ماوراء کهکشانی ایزاک آسیموف را گرفتم. آن کتاب ها را هنوز هم دارم به این عنوان که اولین کتاب هایی است که از برادرم هدیه گرفتم.

    وقتی در کتابخانه خانه سرک می کشیدی کدام کتاب ها را به شما توصیه می کرد یا خودت کدام کتاب ها را خواندی؟

    – مه دی: آن موقع که دوران شکل گیری سودم بود و داشتم بزرگ می شدم، برادرم با ما زندگی نمی کردند و در تهران بودند.

    – حسین: آن موقع بیشتر با مسعود با هم بودند.

    – مهدی: بله. بیشتر رمان های ایرانی می خوانم از احمد محمود، از علی محمد افغانی و صادق هدایت. اینها برایم جذاب بود و مثل خوره همه را می خواندم. ضمن اینها کتاب های عقیدتی و کتاب های دکتر شریعتی هم بود که خیلی می خواندم.

    از کی فکر کردی که باید آرتیست شوی؟

    – مهدی: مشکل اینجاست که من هنوز هم فکر نمی کنم آرتیست هستم. (خنده) من چشم باز کردم در این دنیا بودم. برادر بزرگم که بودند بعد برادر دیگرم مسعود هم بود که از طریق او هم با عکاسی و فضای هنرهای تجسمی آشنا شدم و در این مسیر افتادم.

    مصاحبه با برادران پاکدل بازیگران مشهور سینما

    خیلی وقت ها من نیاز به مشورت مهدی داشتم و دارم

    روابط شما در مورد مسائل زندگی و ورود به مسائل زندگی چگونه بود؟ مثلا به عنوان براد ر بزرگ تر آیا در مورد مسائلی مثل ازدواج یا مسائلی از این دست توقع داشتید یا دارید که با شما مشورت کند؟ آیا در مورد انتخاب هایش در تئاتر یا سینما هم با شما مشورت می کنند؟

    – حسین: من هیچ وقت در شرایطی نبودم که بخواهم تعیین تکلیف کنم. اگر جایی لازم دید با من مشورت کرد و من هم نظرم را گفتم. این البته دو طرفه است و خیلی وقت ها من نیاز به مشورت مهدی داشتم و دارم. به او زنگ می زدم یا اگر جایی همدیگر را می دیدیم با او درباره هر موضوعی که داشتم صحبت کردم و نظرش را گرفتم. ما کارهای مشترک زیادی هم با هم کردیم، هم تئاتر و هم کارهای دیگر.

    در مورد مسائل شخصی زندگی شان و مخصوصا مسئله ای که الان پیش آمده آیا شما نظری دارید و واکنشی داشتید؟

    – حسین: اینها مسائل شخصی زندگی است و البته ما با هم حرف می زنیم اما اجازه بدهید در این مورد صحبت نکنیم.

    یکی از کارها و بازی های مهدی که خیلی به دل تان نشسته را بفرمایید. در اینستاگرام تان خیلی از بازی و حضور مهدی در تئاتر «افسون معبد سوخته» تعریف کردید.

    – حسین: قله کارهای مهدی کارگردانی مشترک با ایمان در فیلم فردا بود. بعدها این فیلم بیشتر دیده می شود . فکر می کنم خودشان هم هنوز نمی دانند چه کار خوبی ساخته اند.

    بله، فیلم خوبی بود این فیلم…

    – حسین: برای همین گفتم که بعدها مشخص خواهد شد.

    دیگر چه فرازهایی از فیلم ها یا بازی های شان به یادتان می آید؟

    – حسین: اگر بخواهم بگویم خیلی زیاد است. مهدی کم کار خوب نکرد.

    خودت از نقش هایی که تاکنون بازی کردی کدام را بیشتر از همه دوست داشتی؟

    – مهدی: در سینما نقش ابوطالب در فیلم حضرت محمد (ص) یک عالمه ویژگی دارد. هم خود فیلم، هم فضای فیلم و هم فضای اعتقادی و باور ما نسبت به آن یک شرایط ویژه دارد و بنابراین این نقش را از داوری هایم برای نقش ها کنار می گذارم. به غیر از این، بیشتر نقش های دلچسب من در تئاتر اتفاق افتاده است.

    مثلا پارسال نقش راسکول نیکف در جنایت و مکافات را بازی کردم که ایمان افشاریان کارگردانی کرد و رنجی که هر شب روی صحنه می کشیدم با آن فضای زیبا که اصلش از داستایوفسکی است، برایم خیلی لذت بخش بود. همچنین نقشم در کار اخیر آقای نیلوفری در دوره از از زندگی ام هم بود که به نوعی حالت تراپی هم برایم داشت. بازی کردن این نقش خیلی آرامم کرد.

    برادرم حسین به من فهماند کجا ایستاده ام و چکار می کنم

    این زمان چند سالت بود؟ تا آن موقع چه کارهایی کرده بودی؟

    – مهدی: فکر می کنم نوزده سالم بود. تازه سر تمرین نمایش سیاها بودم.

    همان کار معروف حامد محمد طاهری که خیلی گل کرد و خیلی ها توی آن درخشیدند.

    – مهدی: بله. یک موقعی آدم در سن و موقعیتی است که نمی فهمد و باید یک بزرگ تر، یک رفیق یا برادر یا پدر از بیرون زندگی اش را کارگردانی کند و بگوید اینجایی که ایستاده ای زمان و موقعیت مهمی است. آن حرفی که برادرم به من زد این بود که مرا متوجه میزانسن ام کرد تا حواسم باشد کجا ایستاده ام و چکار می کنم و از آن موقعیت استفاده کنم.

    برادرم همیشه به من ماهیگیری یاد داد تا اینکه بخواهد یک لقمه را در اختیارم قرار دهد تا به همان صورتی که به دستم آمده تمام شود.

    استاد فکر می کنم آن موقع هم می خواستید مواظبش باشید و هم اینکه سعی کند تلاش کند و خودش رشد کند و فکر نکند می تواند از این موقعیت که برادر شماست استفاده کند. حتما از دور مواظبش بودید و نگاهش می کردید. از کی بارقه های اینکه می تواند یک هنرمند و بازیگر خوب باشد را متوجه شدید؟

    – حسین: اینکه من فکر می کنم او می تواند بازیگر شود مهم نیست. مهدی از همان موقع که اصفهان بود کارهای آرتیستیک می کرد. رشته هنر می خواند. کارهای گرافیکی می کرد. نمایشگاه گذاشته بود و اصلا آمد تهران برای اینکه گرافیک بخواند و همان زمان هم در دانشگاه داشت درس می خواند. منتها مهم نیست که شما بازیگر می شوی، نقاش می شوی، شاعر می شوی. مهم داشتن روح آرتیستیک است. مهم نگاه کردن آرتیستیک است.

    حتی اگر نقش بازی نکنی. من مهدی را خوب می شناسم و بارها به خودش گفتم که در ناصیه مهدی کارگردانی هست منتها الان خودش دارد کارگردانی را هدیه می کند و ذهن کارگردانی را سهیم می شود در آدمی که دارد آن فیلم را می سازد. الان در کار ما هم همین هست و من خیلی وقت ها از ایده های مهدی استفاده می کنم چون همه چیز پیش همه کس هست نه پیش من تنها.

    من این ایده ها را به کار می بندم و از آن استفاده می کنم. این در روحیه مهدی بود. حتی وقتی که در اصفهان بود. منتها اینکه باید جهت پیدا می کرد را خودش باید تجربه می کرد. من هیچ وقت سعی نکردم به او جهت بدهم و بگویم این یا آن. مهدی نگاه می کرد، من حواسم به او بود و در عین حال باید دست و پا می زد.

    باید وقت می گذاشت. باید شکست می خورد. باید اشکش در می آمد. باید بعضی وقت ها از شدت عصبانیت سرش را به دیوار می زد. باید 10 سال عمرش را در زیرزمین های تئاتر شهر می گذراند. باید 45 دقیقه زیر دوش آب سرد می ایستاد. باید یک ساعت بالای ارتفاع می ایستاد. باید یک ساعت نیزه دار تئاتر ریچارد سوم می ایستاد و این کارها را بکشد

    و محرومیت ها را بکشد تا ساخته شود. آن موقع هنوز پایان خدمت نگرفته بود و پاسپورت نداشت و نتوانست به خاطر نمایش هایی که بازی کرده بود برود خارج. باید این محرومیت ها را می کشید.

    تمام آن نمایش ها رفت اجرای خارجی و به جای مهدی کسان دیگری رفتند. اینها را گفتم که بگویم مهم داشتن روحیه آرتیستیک است. مهدی حتی اگر در خیاطی کار می کرد یا ساندویچ فروشی باز می کرد یا تابلوسازی کار می کرد هم، باز این روحیه آرتیستیک با او بود. ما خیلی از آدم ها را می بینیم که کار هنری می کنند اما کارگر فعل آرتیستیک هستند تا خالق کار آرتیستیک.
    مصاحبه با برادران پاکدل بازیگران مشهور سینما

    یعنی هنر خلق نمی کنند و بیشتر تکرار می کنند…

    – حسین: آفرین. مهدی این جنم را داشت. من در آینده اش می بینم که به چه افق هایی دست پیدا می کند. نه فقط در حرفه بازیگری. آینده چه می شود را خدا می داند. مسیری که تا حالا طی کرده خیلی سال های زیادی نیست. برای کار هنری زمان، زمان معمولی نیست. گاهی وقت ها یک قرن یک لحظه است. گاهی وقت ها هم یک لحظه یک قرن است.

    خیلی از انسان های بزرگی که در تئاتر و سینمای جهان داریم در سنین بالا شکوفا شده اند. چشم انداز من از مهدی این است که کارهای بزرگش را در آینده خواهد کرد.

    گاهی وقت ها جلو مهدی کم می آورم

    جدا و بیرون از برادران خودتان آقا مهدی و آقا مسعود برای شما کلمه و مفهوم برادر چه معنی و جایگاهی دارد؟

    – حسین: به نظر من برادری یک رفاقت خدادادی و یک رفاقت خونی است و رفاقتی که باید پا روی فطرت بگذاری تا آن را ندید بگیری. برادری موهبتی است که طبیعت کاملا به شکل غیر ارادی به شما هدیه داده و شما یا قدر می دانی و از آن استفاده می کنی یا اینکه نه، پا روی غریزه، فطرت و همه چیزت می گذاری و این رفاقت را پس می زنی. این یک رابطه دو طرفه است اما وقتی این معادله به هم می خورد که تفاوت سنی زیاد پیش می آید.

    معنی این مسئله این نیست که مثلا این رفاقت و همدلی برادرانه ندید گرفته شود بلکه وقتی اختلاف سنی باشد، شدت و ضعف پیدا می کند. وقتی که شهرت هم قاطی آن می شود اوضاع از این هم متفاوت تر می شود، به خصوص وقتی یک نفر شهرت پیدا کند و آن یکی نه.

    گاهی وقت ها این شهرت به این ماجرا خدشه وارد می کند، به این خاطر که برادری که شهرت دارد، اگر زیاد تحویل بگیرد می گذارند به حساب ترحم یا اجبار، اگر تحویل نگیرد می گذارند به حساب غرور. اینها چیزهایی است که باید دقت کرد. اینکه گفتم همه به اختلاف سن ربطی ندارد و در هر حالی می تواند به وجود بیاید. اختلاف سن یک شرایط دیگری را ایجاد می کند.

    در هر حال هنر با خودش شهرتی می آورد. به خصوص وقتی که با رسانه سروکار داشته باشی. یکسری هنرها هست که با رسانه سروکار ندارد و به نوعی هنر تنهایی و خلوت است، مثل شعر یا نقشی؛ اما هنری مثل تئاتر، سینما، تلویزیون و رادیو هنرهایی است که با عام سروکار دارد و بخش زیادی از وقت آدم صرف جیزهایی می شود

    که ربطی به خودش ندارد. همین مهدی که اینجا نشسته، گاهی وقت ها پیرایه هایی بر او و اسمش متصل می شود که ربطی به خودش ندارد. به قول مارکز، خود دیگری در ما زندگی می کند که ربطی به ما ندارد ولی به هر صورت هست.

    گاهی وقت ها آدم ها شیفته آن آدمی می شوند که ربطی به خود ما و ربطی به مهدی ندارد، چون خود مهدی همین است که شما الان می بینید. او می رود در سینما یک نقش بازی می کند و گاهی وقت ها مخاطب با آن نقش زندگی می کند نه مهدی. وقتی با خودش برخورد می کند چیز دیگری را می بیند و از او هم توقع دارد همان باشد.

    در برادری، وقتی که با هنر هم سروکار داری، دیگر با اینها کاری نداری، پاک و خالص خود برادری را می بینی به خصوص وقتی مثل ما این اختلاف سن هم باشد. اینکه مهدی می گوید مراد و مریدی لطف اوست و من می خواهم بگویم مراد و مریدی به سن و سال نیست. یک وقت هایی در یک شرایطی من می شوم مرید مهدی…

    – مهدی: آقا نفرمایید.

    – حسین: واقعا می گویم. همه معرفت ها که پیش همه نیست. گاهی وقت ها مهدی یک کارهایی می کند که من جلوی او کم می آورم. اینها به سن نیست.

    مهدی جان، الان دیگر حسین آقا پاکدل رفت. دیدم وقتی داشت در مورد تو حرف می زد مدام سرخ می شدی از این همه نگاه برادرانه عاشقانه…

    – مهدی: خیلی به من لطف دارد و البته فقط منحصر به من نیست. این مرد سراپا مهربانی است. اینقدر مهر دارد این آدم که خیلی وقت ها شرمنده می شوم. نه فقط در رابطه برادری. وقتی با هم کار می کنیم دیگر این رابطه، رابطه کاری است و من بازیگرم و ایشان کارگردان کار و می تواند هر جوری رفتار بکند اما نه تنها با من که

    با تک تک بچه ها آنقدر مهربانانه و انسانی برخورد می کنند که نهایت ندارد. بروید از بقیه بچه ها بپرسید. آنقدر مهربان و بزرگوار است که آدم حاضر است جانش را هم برایش بدهد.

    اینجا که کارگردان این کار است، موقعی که رییس تئاتر شهر بود، همه بچه هایی که کارمندهای تئاتر شهر بودند به شکل رییس و مرئوسی به ایشان نگاه نمی کردند. خیلی به همه محبت داشت و همه بچه ها و کارمندان آنجا حاضر بودند هر کاری بکنند برای موفقیت آن مجموعه. یعنی او این روحیه همدلی را خیلی راحت می تواند ایجاد کند و به نظرم این نقطه مثبت مدیریت ایشان است. همه کسانی که با ایشان کار کرده اند از بودن در کنار ایشان لذت می برند.

    و داشتن چنین برادری…

    – مهدی: نعمت است. او نعمت و عشق تمام است و البته به من هم خیلی لطف دارد و شرمنده ام می کند.

    نکاتی که خودت گفتی را می خواستم بگویم و آن اینکه کسی که به برادر کوچک ترش اینگونه نگاه می کند، به بقیه جوان ها و به همه اطرافیان و حتی جامعه و جوانان دیگر هم همین گونه نگاه می کند و این در نوشته ها و کارهایش هم هست…

    – مهدی: دقیقا همین طور است. او یک دلسوزی عمیقی دارد نسبت به جامعه و جوانان و مملکت.
    مصاحبه با برادران پاکدل بازیگران مشهور سینما

    در اینستاگرامت نوشته بودی که کافی است یک بار با او برخورد کنید تا متوجه شوید سراپا دغدغه و عشق است…

    – مهدی: بله. یک دغدغه عجیب بی نهایتی درباره وطن و تاریخ مملکت مان دارد و این در همه کارهایش هم مشخص است.

    شما چهره خیلی مثبتی داری که به نظر نمی رسد نقش منفی با تو جور باشد. آیا فکر می کنی یک روزی نقش منفی هم بازی کنی؟

    – مهدی: دوست دارم بازی کنم. البته در تئاتر در یکی از کارهای حسین کیانی نقش منفی بازی کردم منتها در سینما و تلویزیون شاید کارگردان های مان آنقدر قدرت ریسک ندارند و هنوز اتفاق نیفتاده.

    چه عیبی دارد که همیشه این حالت باشد؟ مردم یک باوری دارند و مهدی پاکدل را با این چهره و میمیک به این صورت پذیرفته اند؛ چه کاری است که این تصور عوض شود؟

    – مهدی: امسال در یکی از فیلم های جشنواره نقشم منفی است.

    فکر می کنم علاقه ات به موسیقی باید بیشتر از یک علاقه باشد، درست است؟

    – مهدی: کاری که من کردم در حد دکلمه و مرتبط با موسیقی بود و من خودم متاسفانه یکی از حسرت های بزرگ زندگی ام این است که به طور جدی و علمی موسیقی نمی دانم و فقط علاقه دارم.

    بیشتر به چه نوع موسیقی علاقه داری و گوش می کنی؟

    – مهدی: من همه جور موسیقی را گوش می کنم و بستگی به موقعیتش دارد ولی علاقه اصلی من موسیقی کلاسیک است.

    کلاسیک ایرانی یا جهانی؟

    – مهدی: جهانی . از موسیقی کلاسیک ایرانی هم، هم استاد شجریان و هم همایون شجریان را دوست دارم. همین طور آقای علیرضا قربانی که خیلی دوست دارم. همچنین موسیقی راک را هم دوست دارم و خیلی هم گوش می کنم.

    با کدام یک از موزیسین های ایرانی دوستی؟ یا در ارتباط هستی؟

     مهدی: با علاقه پیگیر کارهای شان هستم ولی اینکه دوستی صمیمانه و نزدیکی داشته باشیم نه زیاد. البته فقط با آقای قربانی زیاد در ارتباطم. همین طور بهزاد عبدی که با او هم دوستم و موسیقی فیلم را هم بهزاد کار کرد. با بچه های تئاتر هم که دوستم از جمله دوستانی که در بخش موسیقی تئاتر فعالیت دارند.

    نکته دیگر در مورد موهای تو است که کوتاه است و احتمالا برای علاقه مندانت سوال پیش می آورد موهایت را برای نقش کوتاه کردی؟

    – مهدی: نه. در این سه، چهارتا فیلم اخیر که کار کردم موهایم را رنگ کرده بودند و موهای خودم نبود. دیشب که این فیلم آخرم تمام شد، ترجیح دادم کوتاه کنم که موهایم با رنگ خودش دربیاید و به نقشم در این نمایش هم بخورد.

    اجازه بدهید که در مورد کل خانواده پاکدلان هم صحبت کنیم. در خانواده شما، شما و حسین و مسعود اهل هنر هستید. در بقیه خانواده چند هنرمند دیگر دارید؟

    – مهدی: بچه های برادرم یحیا و سینا هم در کار هنر هستند و گرافیست و فیلمساز هستند. بچه های خواهرهایم روح الله هاشمی و علی جدیدی خیلی در این رشته دارند کار می کنند و تدوینگر و نویسنده هستند. مسعود به عنوان یک هنرمند و عکاس شناخته شده و معتبر هم در زندگی من جایگاه خیلی ویژه ای داشته.

    اتفاقا چون اختلاف سنی من با مسعود هم کمتر است، طبیعتا رابطه صمیمانه تر و راحت تری با هم داشتیم و شکل برادری بین ما هم با حسین کمی متفاوت بود. با مسعود شادی راحت تر با هم کلنجار رفتیم و تایم های بیشتری را با هم بودیم. الان هم که خیلی دلتنگش هستم و نزدیک دو سال است که در کانادا زندگی می کند.

    می آید و می رود؟

    – مهدی: در جشنواره ها می آید و اینجاست ولی دائم نیست و بیشتر آنجاست و چون حضورش اینجا همیشگی نیست، آدم دلش تنگ می شود.

    از برادران دیگری که در حوزه هنر هستند و تو آنها را می شناسی، روابط و برادری کدام شان برایت جالب است؟

    – مهدی: برادرهایی که خیلی وجود و هنرشان برایم جالب است، برادرهای کوئن هستند. کارهای شان خیلی برایم لذت بخش و جالب است و با خودم می گویم خدا این دو برادر چطوری اینقدر خوب کار می کنند. هم می نویسند هم کارگردانی می کنند و سینماگران خیلی موفقی هم هستند. کارهای شان را خیلی دوست دارم.

    نکته مهم هم این که با برند برادری هم کار می کنند و همه، آنها را به اسم برادران کوئن می شناسند.

    – مهدی: بلکه. کسی اتان و جوئل را نمی شناسد و همه برادران کوئن را می شناسند. دنیای زیبای عجیب و غریبی دارند.

    کی می خواهی دومین فیلمت را کارگردانی کنی؟

    – مهدی: ان شاءالله به زودی.

    فیلم قبلی ات خیلی فیلم خوبی بود اما خیلی خوب دیده نشد…

    – مهدی: شرایط فیلمسازی در ایران خیلی متفاوت و عجیب است. البته مهم نیست. ما که برای دیدن یک عده بخصوص فیلم نمی سازیم. ما برای بهتر شدن دنیای پیرامون مان فیلم می سازیم.
    مصاحبه با برادران پاکدل بازیگران مشهور سینما

    این فیلم هم در همان ژانر جنایی و وحشت است؟

    – مهدی: طبیعتا ذهنیتم در همان فضا و ژانر و در همان حال و هوا است و امیدوارم که بتوانیم سال دیگر عملی اش کنم.

    امسال چند فیلم داری؟

    – مهدی: چهار فیلم کار کردم که یکی شان در جشنواره حضور دارد. فیلم هایی که کار کردم یکی «نرگس مست» کار آقای دری بود که در مورد دنیای موسیقی است، «خانه کاغذی» آقای صباغ زاده بود و «بن بست وثوق» کار آقای کاویانی که اینها در جشنواره نیست و فقط ماجرای نیمروز کار آقای مهدوی در جشنواره حضور دارد.

    آخرین کتابی که خواندی و دوست داری به خوانندگان مجله ما توصیه کنی، چیست؟

    – مهدی: کتابی است به نام اتاق قرمز که کار یک نویسنده ژاپنی است و من خیلی دوستش داشتم. فضای داستان های کوتاهش خیلی زیبا بود و تا حالا چنین داستان هایی نخوانده بودم. خیلی فضای عجیب و غریب و باحالی داشت.

    از هایکوهای شان کمک گرفته بود؟

    – مهدی: نه، خیلی متفاوت و مدرن بود و مثل هایکوهای شان نبود.

    فیلم خوب چی؟ البته لابد این فیلمی باشد که به فضای ذهنی کارگردانی ات نزدیک باشد.

    – مهدی: امسال خیلی درگیر بازیگری بودم و سه چهارتا فیلم بازی کردم و همچنین درگیر دوتا تئاتر هم بودم؛ «همسایه ها»ی حسین کیانی و «افسون معبد سوخته» کیومرث مرادی و همچنین درگیر تمرینات نمایش «کابوس حضرت اشرف» برادرم هم بود. بنابراین وقت نکردم زیاد فیلم ببینم، ولی چند شب پیش دلم تنگ شد برای اینسپشن کریستوفر نولان و نشستم دوباره دیدمش و خیلی کیف کردم.

    این برادری، سرنوشت زندگی مرا تغییر داده است

    شما برادرها خیلی مصاحبه داشتید اما نمی دانم تا به حال درباره برادری با هم مصاحبه کردید یا نه؟ خیلی وقت است منتظر فرصتی بودم تا در این باره با شما مصاحبه کنم. البته در همین ابتدا بگویم که جای برادر هنرمند دیگرتان آقامسعود پاکدل هم خالی است که گویا الان در ایران نیستند.

    اجازه بدهید اول از مهدی شروع کنیم. امروز داشتم اینستاگرام استاد را چک می کردم، در یکی از پست های شان یک عکس از شما در تمرینات همین تئاتر «کابوس حضرت اشرف» گذاشته بودند که داشتید می خندیدید و نوشته بودند: «بیمار خنده های توام، بیشتر بخند»؛ اینکه یک برادر و آن هم چنین برادر فرهیخته و بزرگی مثل حسین آقا پاکدل برای آدم چنین پستی بگذارد؟

    – مهدی: ماجرا از همین جا شروع می شود که رابطه بین ما فقط شکل برادری ندارد و بیشتر شبیه مرادی و مریدی است و برادرم همیشه برایم یک الگو بوده. فاصله سنی ما هم به اندازه نرمال برادری و هفت، هشت، ده سال نیست. ما بیشتر از 20 سال اختلاف سن داریم و من تا چشم به این دنیا باز کردم همیشه مثل یک مراد و الگو به این رابطه نگاه کردم. اگر بخواهم بهتر بگویم باید گفت که این برادری سرنوشت زندگی مرا تغییر داده است.

    برای امثال ما که در دهه شصت تلویزیون را نگاه کردیم و برادر حسین آقا نیستیم هم این حالت است. شما شاید آن سال ها و اوایل حضور ایشان در تلویزیون را یادت نباشد. ما در تلویزیون یک چهره مهربان، صمیمی و زیبا را می دیدیم که هیچ وقت از ذهن مان نمی رود.

    – مهدی: بله، وقتی ماجرای خانواده و برادری هم به این قضیه اضافه می شود، یک حالت مضاعف پیدا می کند. همیشه من این حس را داشتم که چگونه می شود وارد این دنیا شد، دنیایی که در آن برادرم به عنوان یک الگو آنجا ایستاده بود. همیشه با خودم فکر می کردم چگونه می شود به دنیای سینما و تئاتر و تصویر نزدیک شد. بعدا توضیح می دهم که ایشان از چه روش هایی استفاده کردند که ما به این فضا به شکل درست و اصولی نزدیک شویم.

    فکر نمی کنم دوران اجرای ایشان در تلویزیون زیاد یادت باشد…

    – مهدی: چرا. کاملا به یاد می آورم.

    لابد خیلی دور و محو…

    – مهدی: من آن زمان دبستانی بودم و زمان جنگ هم بود و آن زمان رسانه تلویزیون در همه خانواده ها حرف اول را می زد و کل خانواده می نشستیم و می دیدیم و در خانواده بحث و صحبت در این رابطه مطرح بود، بنابراین من کاملا یادم هست.

    دموکراسی برادرانه

    اجازه بده که درباره تئاتر «کابوس حضرت اشرف» هم صحبت کنیم که از دهم بهمن روی صحنه تماشاخانه ایرانشهر است. شما با خیلی از کارگردان های مهم تئاتر کار کردی. به جز ماجرای برادری، کار کردن با حسین پاکدل به نسبت کارگردان های دیگری که با آنها کار کردی، چگونه است؟

    – مهدی: آنقدر مهربان است و آنقدر کارهایش و سیستم مدیریتش مبتنی بر مشورت است که کار کردن با ایشان بسیار لذت بخش است. با این که متن هایی که برادرم می نویسد، ادبیات و شکل خاصی دارد و دخل و تصرف در آنها راحت نیست، مهربانانه به نظر همه گوش می کند و نظر همه برایش مهم است. یک دموکراسی در همه کارهایش حاکم است که آدم کیف می کند از این که حرف و نظرش در بهتر شدن کار دیده و شنیده می شود.
    مصاحبه با برادران پاکدل بازیگران مشهور سینما

    اولین کاری که حسین پاکدل اجرا کرد «سمفونی درد» بود که حوالی سال 88 اجرا شد و تو آن موقع بازیگر خیلی مطرح تئاتر و تصویر بودی. آیا آن موقع از تو نخواست که به عنوان بازیگر در کارش باشی؟

    – مهدی: هنگام اجرای آن نمایش من درگیر یک سریال بودم و نمی توانستم باشم وگرنه ایشان به من پیشنهاد داد. بعد از آن هم هر وقت نقش مناسب سن و سال و کاراکتر من بود را به من پیشنهاد داد و من هم با کمال میل پذیرفتم.

    فکر می کنم به جز دو تئاتر اولش که سمفونی درد و رقص زمین بود، در بقیه آثار ایشان حضور داشتی، درست است؟

    – مهدی: بله. در «امر ملوکانه» و «حضرت والا» بودم. یک نمایش کار کردند به نام «عشق عالیجناب» که در جشنواره بود و متاسفانه اجرای عمومی نشد و من هم آن موقع سر فیلم پیامبر (ص) مجید مجیدی بودم و اصلا تهران نبودم. برای همین در آن تئاتر حضور نداشتم. بعد از آن در «یک صبح ناگهان» بودم و حالا هم در «کابوس حضرت اشرف».

    از کی اجرا می شود؟

    – مهدی: از هشتم بهمن.

    از دیالوگ های نمایشنامه های برادرت، چه دیالوگ هایی هست که بیشتر دوست شان داری؟

    – مهدی: یک نمایش با ایشان کار کردم به نام «یک صبح ناگهان» و من آنجا نقش یک پسر را داشتم به نام کمال که چون نقاشی هایش پاره شده و به هنرش هتک حرمت شده بود، خودکشی کرده بود و من در حقیقت روح کمال را بازی می کردم. آنجا یکسری مونولوگ داشتم که در هفت هشت تا موقعیت این مونولوگ ها را می گفتم و آنها را خیلی دوست داشتم و شاعرانگی عجیبی در آنها بود.


برچسب ها: مصاحبه ، با ، برادران ، پاکدل ، بازیگران ، مشهور ، سینما ،
 

مغز انسان نیز مانند اثرانگشت هر فرد منحصربه‌فرد است

دوشنبه 13 دی 1395 02:43 ب.ظ

 

مغز انسان نیز مانند اثرانگشت هر فرد منحصربه‌فرد است

  • مغز انسان نیز مانند اثرانگشت هر فرد منحصربه‌فرد است

    دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون (Carnegie Mellon) تحقیقات جدیدی را در مورد مغز انسان انجام دادند و با استفاده از تصویربرداری دیفیوژن به این نتیجه رسیدند که مغز هر فرد مانند اثرانگشت منحصربه‌فرد است و در هیچ دو نفری مشابه یکدیگر نیست.

    محققان با استفاده از سیستم تصویربرداری دیفیوژن (Diffusion MRI) ثابت کردند که مغز انسان مانند اثرانگشت فرد منحصربه‌فرد است و با این روش می‌توان افراد را شناسایی کرد. دانشمندان برای انجام این تحقیق، نتایج ام آر آی دیفیوژن مغز 699 نفر را بررسی کردند.

    این سیستم تصویربرداری از فرایند نفوذ مولکول‌های آب در بافت‌های بیولوژیکی به منظور ایجاد کنتراست در تصاویر استفاده می‌کند و به همین دلیل با نام دیفیوژن شناخته می‌شود. دانشمندان نتایج به دست آمده را دریافت کردند و با شمارش توزیع آب در تمام نقاط اتصال (کانکتوم محلی) از مسیرهای ماده سفید مغز به این نتیجه رسیدند که هر فردی از یک کانکتوم محلی منحصربه‌فرد مانند اثرانگشت برخوردار است. نکته جالب اینجاست که حتی کانکتوم محلی دوقلوها نیز تنها 12 درصد به یکدیگر شباهت دارند.

    مغز انسان نشان‌دهنده‌ی تجارب زندگی فرد است

    محققان برای اطمینان از درست بودن تحقیقات خود، 17 هزار آزمون شناسایی مختلف انجام دادند و موفق شدند تا 100 درصد افراد را از هم تشخیص دهند. آنها همچنین متوجه شدند که تجارب زندگی یک فرد مانند فقر یا بیماری بر روی ساختار مغز وی تاثیر می‌گذارد.

    بنابراین با استفاده از این روش می‌توان چگونگی تاثیرات محیط و تجارب زندگی بر شکل مغز انسان را درک کرد. علاوه بر آن، محققان کشف کردند که با این شیوه امکان شناسایی افراد به وجود می‌آید. همچنین دانشمندان تلاش می‌کنند تا بر کاربردهای پزشکی این موضوع نیز تمرکز کنند.


برچسب ها: مغز ، انسان ، نیز ، مانند ، اثرانگشت ، هر ، فرد ،
 

این نوشیدنی را بخورید تا کچل نشوید

جمعه 26 آذر 1395 12:54 ب.ظ

 

این نوشیدنی را بخورید تا کچل نشوید

  • این نوشیدنی را بخورید تا کچل نشوید

    این نوشیدنی را بخورید تا کچل نشوید

    شما می توانید برای جلوگیری از ریزش موی سر،نوشیدنی های مخصوصی را درست کنید و بخورید تا موهای پرپشت و سالم داشته باشید. در این مطلب شما را با فواید و روش تهیه یک نوشیدنی مفید و سالم آشنا می کنیم که به دلیل دارا بودن ویتامین ها

    و مواد مغذی از درون با طاسی های موقت مقابله کرده و نه تنها استحکام موها را افزایش می دهد بلکه باعث تقویت عمومی بدن نیز می شود. لطفاً با ما همراه باشید.

    نوشیدنی برای تقویت مو
    در فصل سرما و همچنین بهار بسیاری از آقایان و خانم ها از ریزش مو و آلوپسی (طاسی) موقت شکایت می کنند که باعث نگرانی آن ها می شود. با این حال روش های موثری وجود دارد که می توان به شیوه ای کاملاً طبیعی از بروز این مسئله پیشگیری کرد و تمام مواد مغذی مورد نیاز بدن و موها را در اختیار آن قرار داد.

    در این مطلب شما را با فواید و روش تهیه یک نوشیدنی مفید و سالم آشنا می کنیم که به دلیل دارا بودن ویتامین ها و مواد مغذی از درون با طاسی های موقت مقابله کرده و نه تنها استحکام موها را افزایش می دهد بلکه باعث تقویت عمومی بدن نیز می شود. لطفاً با ما همراه باشید.

    پیشگیری از طاسی با مواد غذایی
    آلوپسی یا همان طاسی به دلیل عوامل متعددی بروز می کند که از بین آن ها می توان به غدد درون ریز یا عوامل تغذیه ای اشاره کرد. در واقع علاوه بر اختلالات هورمونی، بروز کمبود ویتامین و مواد معدنی در بدن نیز می تواند منجر به ریزش موها شود.

    جوی دو سر حاوی ویتامین های گروه B است که رشد موها را تحریک کرده و از آلوپسی جلوگیری می کند. این ویتامین ها باعث پرپشت شدن موها و افزایش مقاومت آن ها می شوندبهتر است بدانید که برخی مواد غذایی حاوی خواص درمانی هستند و نیازهای بدن را به اندازه مکمل ها تأمین می کنند.

    می توان با این مواد غذایی اسموتی تهیه کرد و به صورت یکجا از ترکیبی از خواص این مواد غذایی بهره برد و موهای سالم تر و مقاوم تری داشت.

    این نوشیدنی را بخورید تا کچل نشوید

    برخی مواد غذایی برای پیشگیری از ریزش مو مفید هستند

    کدام مواد غذایی و چگونه؟
    اسفناج
    هر جا سخن از سلامتی است نام اسفناج می درخشد! در واقع تمام سبزیجات دارای برگ سبز برای سلامتی موها بسیار مفید هستند چون حاوی ویتامین هایی مانند A و C هستند که به طور طبیعی موها را مرطوب نگه داشته و محکم می کند. علاوه بر این ویتامین ها، اسفناج سرشار از آهن است.

    باید بدانید که کمبود آهن در بدن باعث ریزش مو می شود. بنابراین لازم است تمام تلاشتان را برای جذب بیشتر این ماده معدنی به کار گیرید.

    توت فرنگی
    توت فرنگی سرشار از سیلیسیوم است. این ماده معدنی برای سلامت موها لازم و ضروری است. این توت های خوشرنگ و خوش طعم همچنین حاوی اسیدفولیک و ویتامین های B6 و B7 می باشند. شما می توانید با جذب بیشتر این مواد مغذی در خصوص نرمی و درخشندگی موهایتان مطمئن باشید و شوره سر و دیگر مشکلات پوست سر را از خود دور کنید.

    جوی دو سر
    تمام غلات کامل برای سلامتی بدن و داشتن موهایی سالم و زیبا لازم و ضروری هستند. جوی دو سر حاوی ویتامین های گروه B است که رشد موها را تحریک کرده و از آلوپسی جلوگیری می کند. این ویتامین ها باعث پرپشت شدن موها و افزایش مقاومت آن ها می شوند.

    پرتقال
    پرتقال مانند تمام خانواده مرکبات حاوی میزان قابل توجهی ویتامین C است. این ویتامین به ساخت کلاژن کمک کرده و برای سلامت موها لازم و ضروری است. ویتامین C مقاومت موها را افزایش داده و آن ها را سالم نگه می دارد.

    گردو
    تمام سبزیجات دارای برگ سبز برای سلامتی موها بسیار مفید هستند چون حاوی ویتامین هایی مانند A و C هستند که به طور طبیعی موها را مرطوب نگه داشته و محکم می کندخشکبارها سرشار از مواد معدنی مورد نیاز موها هستند. این مواد غذایی خوشمزه دارویی سالم و طبیعی برای موهای نازک و مستعد موی خوره هستند. چون نرمی لازم را به موها بخشیده و از شکنندگی آن ها جلوگیری می کنند.

    روغن تخم کتان
    روغنی که از عصاره تخم کتان گرفته می شود سرشار از اسیدهای چرب ضروری است. این ترکیبات مغذی باعث تحریک رشد مو از فولیکول مو شده و موها را مرطوب نگه می دارند. اگر شما موهای خشکی دارید و دچار موی خوره می شوید حتماً این روغن را در برنامه غذایی تان بگنجانید.

    مخمر آب جو
    مخمر آب جو یک مکمل ایده آل برای موها، پاها و ناخن ها محسوب می شود. اکثر افراد از این مکمل ها برای پیشگیری از طاسی و ریزش مو استفاده می کنند. چون مخمر آب جو حاوی میزان زیادی ویتامین ها و مواد معدنی مفید برای سلامت موها است.

    گیاه ماکا
    این گیاه غده ای متعلق به کشور پرو است و یک ماده غذایی فوق العاده برای سلامت موها محسوب می شود. چون حاوی میزان زیادی ویتامین ها و مواد معدنی از جمله آهن است. علاوه بر این، گیاه ماکا یک داروی طبیعی تنظیم کننده هورمون ها برای خانم ها و آقایان محسوب می شود و عوارض جانبی داروهای هورمونی صنعتی را نیز ندارد.

    این نوشیدنی را بخورید تا کچل نشوید

    نوشیدنی برای تقویت مو

    نوشیدنی برای تقویت مو
    گام به گام تا تهیه اسموتی ضد طاسی
    برای تهیه این اسموتی به ترکیبات زیر نیاز دارید:
    اسفناج تازه: 1 مشت
    توت فرنگی رسیده و ارگانیک: 5 عدد
    بلغور جوی دو سر: 1 قاشق سوپخوری معادل 10 گرم
    آب پرتقال تازه و خانگی: 1 لیوان معادل 200 میلی لیتر
    روغن تخم کتان: 1 قاشق معادل 15 گرم
    گردوی خام و بدون نمک: 4 عدد
    پودر مخمر آب جو: 1 قاشق غذاخوری معادل 10 گرم
    پودر گیاه ماکا: نصف قاشق غذاخوری معادل 5 گرم

    روش تهیه
    ابتدا آب پرتقال را بگیرید. سپس آن را با بقیه ترکیبات ذکر شده به مدت یک دقیقه در مخلوط کن، مخلوط کنید تا به یک بافت کرمی و بدون گلوله و صاف برسید. این اسموتی را هر روز صبح به صورت ناشتا میل کنید. چون در این صورت تأثیر بیشتری دارد. یادتان باشد که این اسموتی را زمانی تهیه کنید که قصد مصرف آن را دارید. در این صورت تمام ترکیبات آن فعال بوده و بیشتر از خاصیت آن ها بهره می برید.

    منبع:tebyan.net


برچسب ها: این ، نوشیدنی ، را ، بخورید ، تا ، کچل ، نشوید ،
 

طرفداران ترامپ بعد از پیروزی چه گفتند؟

جمعه 21 آبان 1395 05:15 ب.ظ

 

طرفداران ترامپ بعد از پیروزی چه گفتند؟

  • طرفداران ترامپ بعد از پیروزی چه گفتند؟
     با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، طرفداران خرسند او از چرایی رای دادن به نامزد جمهوریخواهان می گویند.
     
    به گزارش عصرایران به نقل از یورونیوز، اوهایو، یکی از ایالتهای کلیدی و سرنوشت سازی است که همواره نقش مهمی در تعیین روسای جمهور آمریکا داشته است. هجده رای این ایالت در انتخابات این دوره از آن جمهوریخواهان شد.

     یکی از ساکنان اوهایو که به دونالد ترامپ رای داده است، می گوید: «پایک کانتی شهرکی کوچک و روستایی در جنوب اوهایو است. صنعت به ما ضربه زده، از نظر کار و شغل مشکل داریم و سطح روحیه مردم هم پایین است. باید شانس جدیدی را امتحان می کردیم.»
     
    یکی از ساکنان سنت ژوزف در ایالت میشیگان از چرایی رای دادن به دونالد ترامپ می گوید: «هشت سال گذشته برای من وجه مشخصه خاصی نداشته است. مطالبی که آقای ترامپ می گوید به نظرم درستند. من به برخورداری از یک ارتش قوی معتقدم. همه، از جمله من، در حسرت تغییراتیم.»
     
    دارل وست، کارشناس علوم سیاسی از موسسه بروکینگزدر مورد نتیجه انتخابات می گوید: «مردم بسیاری هستند که احساس می کنند پشت درهای اقتصاد معاصر مانده اند. می دانید افراد زیادی شغل های تولیدی خود را از دست داده اند و از معاملات تجاری ناراضی اند. سطح رفاه زندگی سفید پوستان روستا نشین نسبت به ساکنان کناره های شرقی و غربی ناچیز است. ترامپ موفق شد تا آرای چنین افرادی را جمع کند و بگوید: من وضعیت شما را درک می کنم.»


برچسب ها: طرفداران ، ترامپ ، بعد ، از ، پیروزی ، چه ، گفتند؟ ،
 

طراحی دقیق ترین نقشه جهان توسط ژاپنی‌ها

جمعه 14 آبان 1395 09:08 ب.ظ

 

طراحی دقیق ترین نقشه جهان توسط ژاپنی‌ها

  • طراحی دقیق ترین نقشه جهان توسط ژاپنی‌ها

    ژاپنی‌ها عجیب‌ترین و دقیق ترین نقشه جهان را به نام AuthaGraph طراحی کرده‌اند که با نقشه‌های معمول تفاوت دارد. معمار ژاپنی به نام هاجیمه ناراکاوا این نقشه را طراحی کرده و توانست جایزه‌ی دیزاین ژاپن را از آن خود کند.

    بیشتر نقشه‌های کشیده شده برای جهان کاملا دقیق نیستند؛ به عنوان مثال کشور آفریقا بزرگ‌تر از چیزی که هست کشیده می‌شود یا گرینلند (ناحیه‌ای خودگردان در دانمارک) به این اندازه بزرگ نیست. اکنون ژاپنی‌ها نقشه جدیدی را طراحی کرده‌اند که بهترین و دقیق ترین نقشه جهان است و اندازه‌ی دقیقی را از کشورها ارائه می‌دهد. این طراحی AuthaGraph نام دارد و جایزه طراحی در ژاپن را از آن خود کرده است.

    دقیق ترین نقشه جهان

    هنرمند و معمار ژاپنی به نام هاجیمه ناروکاوا (Hajime Narukawa) این نقشه‌ی عجیب و غریب را طراحی کرده که متناسب‌ترین و بهترین نقشه‌ای بوده که تا کنون ارائه شده است. در نقشه‌ی AuthaGraph یک تغییر جهت‌گیری بین آسیا و شمال آمریکا دیده می‌شود که تناسب دقیقی بین آنها وجود دارد. محققان معتقدند که کشیدن نقشه مسطح از یک سیاره کروی کار بسیار سختی است.

    نقشه‌های معمول که در کلاس‌های درس و یا در اطلس‌های تصویری به نمایش در می‌آید، اولین بار توسط گراردوس مرکاتور در سال 1569 طراحی شد. این نقشه‌ها بر روی کاغذهای دو بعدی نمایش داده می‌شود و کشورهای نزدیک به قطب، بزرگ‌تر از اندازه واقعی به نظر می‌رسند.

    برای طراحی دقیق ترین نقشه جهان از روش متفاوتی استفاده شده است

    در طراحی نقشه‌ی AuthaGraph این مشکل برطرف شده است. در این نقشه، جهان به 96 منطقه‌ی برابر تقسیم شده و سپس ابعاد آن پیش از ایجاد نقشه نهایی از یک کره به چهارضلعی انتقال داده می‌شود. این شکل ترسیم کمک زیادی به دقیق‌تر بودن نقشه کرده است. این مراحل برای تبدیل نقشه کره‌ی گرد به نقشه مسطح موجب حفظ نسبت درست خشکی‌ها و آب‌ها شده است. البته در این نقشه تمام اقیانوس‌ها در نظر گرفته نشده‌اند. طراحی نقشه‌ی مذکور هنوز به‌طور کامل تمام نشده و به بررسی‌های بیشتری نیاز دارد.


برچسب ها: طراحی ، دقیق ، ترین ، نقشه ، جهان ، توسط ، ژاپنی‌ها ،
 

آهنگ یادگاری ها علیشمس

پنجشنبه 29 مهر 1395 07:45 ب.ظ

 

دانلود آهنگ یادگاری ها از علیشمس
دانلود آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی یادگاری ها از خوانندگان محبوب علیشمس به همراه مهدی جهانی با دو کیفیت عالی
Downloade Ahange Jadide Alishmas Ft. Mehd Jahani Be Name Yadegariha

alishmas-mehdi-jahani-yadegariha

بیوگرافی علیشمس: علی شمس ملقب به علیش مس در سال ۱۳۶۶ تو انگلستان به دنیا آمد.از شش سال پیش به موسیقی روی آورد.
شروع به خوانندگی در سبک رپ کرد.او خیلی سریع پیشرفت کرد و با اساطیر رپ ایران همخوانی کرد از جمله ساسی مانکن و سعید کرمانی و …
او هم اکنون ساکن شمال تهران میباشد و از علایق او می شود به موسیقی,ورزش و غذا نام برد که به قول خودش غذا دوست دارم ولی چون همیشه رژیمم رعایت میکنم.علیش مس همیشه سعی میکند بیشتر آهنگهای شاد اجرا کند تا مردم را شاد کند!همچنین او پارسال نامزد کرد که به قول خودش نامزدش رو خیلی دوست داره.

اکثر کارهای اخیر او به همراه مهدی جهانی خوانده شده است و این دو هنرمند توانسته اند با هم یک زوج هنری پر طرفدار تشکیل دهند.

متن آهنگ یادگاری ها از علیشمس و مهدی جهانی
دانلود آهنگ یادگاری ها از علیشمس و مهدی جهانی


برچسب ها: آهنگ ، یادگاری ، ها ، علیشمس ،
 

ویکی لیکس سخنرانی 2013 کلینتون درباره ایران را منتشر کرد

یکشنبه 25 مهر 1395 08:07 ب.ظ

 

ویکی لیکس سخنرانی 2013 کلینتون درباره ایران را منتشر کرد

  • ویکی لیکس سخنرانی 2013 کلینتون درباره ایران را منتشر کرد

    سایت افشاگری ویکی لیکس یک سخنرانی از نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا منتشر کرد که نشان می‌دهد، کلینتون در این سخنرانی گفته بود اسرائیل ظرفیت آسیب زدن به برنامه هسته ای ایران را ندارد.

    به گزارش ایسنا، به نوشته روزنامه اورشلیم پست، سایت افشاگری ویکی لیکس در اقدامی جدید متن سخنرانی هیلاری کلینتون نامزد دموکرات‌ها در انتخابات ریاست جمهوری پیش روی آمریکا در یک شرکت مالی را در سال 2013 منتشر کرده که وی در آن درباره برنامه هسته‌ای ایران صحبت کرده است.

    کلینتون در سخنان خود درباره توانایی‌های نظامی رژیم صهیونیستی در برابر برنامه هسته‌ای ایران در اظهاراتی گفته است که اسرائیل ظرفیت آسیب رسانی جدی به این برنامه هسته‌ای را ندارد.

    وی در ادامه سخنرانی به تکرار ادعاهای بی‌اساس غرب و آمریکا علیه فعالیت های هسته ای کشورمان پرداخته و گفته است: سیاست ما ممانعت است، نه مهار کردن و این بدین معنی است که آنها (ایرانی‌ها) نباید به تسلیحات هسته ای دست یابند. حمله به تاسیسات برق هسته ای ایران یک گزینه است.

    وزیر امور خارجه پیشین آمریکا همچنین بیان کرده است: ارزیابی اسرائیلی‌ها این است که اگر ما برنامه هسته‌ای آنها (ایرانی‌ها) را به عقب برانیم، این کار ارزشش را دارد اما حتی خود آنها (اسرائیلی‌ها) نیز نمی توانند آسیب زیادی وارد کنند.

    به گزارش ایسنا، این در حالی است که مقامات ایران همواره بر ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای کشورمان تاکید کرده‌اند و با رد این ادعاهای خصمانه یادآور شده اند که ایران هیچگاه به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای نبوده است، چرا که تسلیحات هسته‌ای جایی در دکترین دفاعی کشورمان ندارد.


 

آهنگ معذرت از شهاب مظفری

چهارشنبه 21 مهر 1395 03:05 ب.ظ

 

دانلود آهنگ معذرت از شهاب مظفری
دانلود آهنگ فوق العاده شنیدنی معذرت از شهاب مظفری با دو کیفیت متفاوت

به همراه متن آهنگ

Shahab Mozaffari Mazerat دانلود آهنگ معذرت از شهاب مظفری

بیوگرافی شهاب مظفری:
شهاب مظفری در هفتمین روزِ ماهِ بهشتیِ اردیبهشت ۱۳۶۳ در تهران متولد شد. پس از اتمامِ تحصیلات ابندایی و متوسطه ، در رشته ی کامپیوتر واردِ داشنگاه شد.
به خاطرِ علاقمندی به موسیقی به صورت همزمان فعالیت خود را در این زمینه نیز علاوه بر ادامه ی تحصیلاتِ عالیه ادامه داد. اولین آهنگِ خود را با ترانه و آهنگسازیِ خود در سال ۱۳۸۷ به نام “از وقتی رفتی…!” منتشر کرد . که ورژن پیانوی این کار ، بسیار پُرطرفدار ظاهر شد. تا کنون بیش از دهها تِرَک وآهنگ از این خواننده منتشر شده است که تمامی آنها به خاطر جنسِ صدای خاصِ او ، بسیار متفاوت و تاثیر گذار است و سبکِ خاصی که در تمامی کارهایش دنبال می کند ، باعث شده همواره ، تمامی آنها امضایی نامرئی ، داشته باشد. ساز حرفه ای او پیانو ست که از کودکی یادگیریِ آن را آغاز کرد. و مضاف بر آن ، گیتار کلاسیک نیز، از سازهای دیگری ست که مسلط است.

متن آهنگ معذرت از شهاب مظفری
معذرت اگه کمم واسه دلت
نگفتم حرفمو بهت
گذاشتم عاشقم بشی
شدم تمومه عاملت
سرگیجه های دائمت
نفهمیدی که عشق من تو زندگیت مزاحمه
معذرت اگه داد میزدم سرت
اگه چشمات همش تره
اگه بعد از این بازیام
میگفتم بار آخره

دانلود آهنگ معذرت از شهاب مظفری


 

ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند

شنبه 17 مهر 1395 12:22 ب.ظ

 

ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند

  • ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند

    ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند

    ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند 

    وقتی پای ژاپن در میان باشد مطمئنا برنامه ریزی دقیق و کامل را باید انتظار داشته باشیم و در مورد بازی های المپیک 2020 نیز از هم اکنون در ژاپن استارت کار زده شده است. در حالی که به تازگی المپیک ریودوژانیرو برزیل به پایان رسیده است و رقابت های پارالمپیک در آستانه شروع است،

    توکیو ژاپن میزبان بعدی این بازی ها خود را برای المپیک آماده کرده است. تا المپیک بعدی چهار سال باقی مانده است، اما فرودگاه و مترو شهر توکیو به استقبال این بازی ها رفته اند. در ادامه نگاهی داریم به وضعیت این شهر.

    ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند

    ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند

    ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند

    ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند

    ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند

    ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند

    ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند

    ژاپنی ها از الان به استقبال المپیک 2020 رفتند


 

کیمیا علیزاده با جوایزش به کودکان کار کمک می کند

جمعه 16 مهر 1395 10:27 ب.ظ

 

کیمیا علیزاده با جوایزش به کودکان کار کمک می کند

  • کیمیا علیزاده با جوایزش به کودکان کار کمک می کند

    کیمیا علیزاده با جوایزش به کودکان کار کمک می کند

    کیمیا علیزاده با جوایزش به کودکان کار کمک می کند 

    کیمیا علیزاده بانوی تاریخ ساز ایران قصد دارد با جوایزی که به وی تقدیم می شود برای کودکان کار خانه و سرپناه بسازد تا آن ها را سهیم کند. وقتی با کیمیا علیزاده هم‌کلام می‌شوید، می‌فهمید که چرا خدا چنین نظری به او کرده تا بتواند با یک مدال برنز دل ٨٠‌میلیون ایرانی را شاد کند.

    می‌فهمید که چرا او با تمام هم سن و سال‌هایش فرق دارد که توانسته در ١٨ سالگی به چنین موفقیت بزرگی برسد. کیمیا از جنسی خاص است. جنسی که خیلی زود به دل می‌نشیند و دلتان می‌خواهد برایش بهترین‌ها را آرزو کنید. وقتی با سادگی و مهربانی می‌گوید که قبل از رفتن به المپیک چه عهدی با خدا بسته

    و چه دغدغه‌ای داشته، دلتان می‌خواهد تا تکواندو هست و المپیک وجود دارد، کیمیا در آن طلا بگیرد. طلایی از جنس وجود خودش که بتواند اتفاقات بزرگی را رقم بزند. «کیمیا»ی ورزش ایران اگرچه نتوانست آنچه خودش می‌خواست را از المپیک به‌دست بیاورد اما وقتی دید مردم کشورش چقدر از این برنز طلایی‌رنگ خوشحالند،

    از سر شادی لبخند زد و همان جا با خودش عهد بست ٤‌سال دیگر شگفتی بزرگ‌تری را رقم بزند و با طلای المپیک شادی را به همه ایرانی‌ها تقدیم کند. صحبت ‌کردن با این دختر آن‌قدر دوست‌داشتنی بود که دلمان می‌خواست ساعت‌ها پای حرف‌هایش بنشینیم. وقتی یادمان می‌افتد کیمیا تازه ١٨‌سال دارد

    و دست کم می‌تواند در ٣ المپیک دیگر هم مدال بگیرد. او را روی سکوی با طلا تصور می‌کنیم و دلمان برایش غنج می‌رود.

    وقتی همه مردم ایران از برنز تو خوشحال بودند، تو ناراحت بودی که چرا طلا نگرفتی؟

    بله همه از این‌که من توانسته بودم برنز بگیرم خوشحال بودند اما خودم نه. چون می‌دانستم می‌توانم برنده باشم و طلا بگیرم. من با یک اختلاف نسبت به حریف اسپانیایی‌ام بازنده شدم. از تکواندوکاری هم شکست خوردم که چند ماه قبل با ٥ امتیاز اختلاف او را شکست داده بودم و می‌توانستم به راحتی فینالیست شوم.

    جید، آن یکی حریفم را هم ٢ بار شکست داده بودم و به همین دلیل انتظار رفتن به فینال و طلا گرفتن را داشتم. خودم از مدالم راضی نبودم چون می‌شد که بهتر نتیجه بگیرم. بالاخره المپیک است و جو زمین خیلی سنگین و قابل مقایسه با بقیه رقابت‌ها نبود. واقعا در المپیک هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست اما باز هم خدا را شکر می‌کنم که توانستم برنز بگیرم.

    چه چیزی بعد از کسب مدال برنز برایت اهمیت داشت؟

    از خوشحالی مردم خیلی خوشحال شدم. وقتی دیدم چقدر این مدال برای مردم مهم بوده و خوشحال شده‌اند، از ته دلم خندیدم. وقتی متوجه شدم توانستم برای لحظه‌ای لبخند را روی لب مردم بیاورم و این‌که راهی برای مدال گرفتن بقیه بانوان ورزش باز شده، من هم خوشحال شدم.

    تو همیشه تأکید داشتی که با مربی دوران کودکی‌ات تمرین کنی در صورتی که می‌توانستی انتخاب‌های دیگری داشته باشی. این‌که در تمام این مدت مربی دوران کودکی‌ات کنارت بود، چقدر در موفقیتت نقش داشت؟

    اینکه مربی کودکی‌ام کنارم بود، پوئن مثبتی برایم بود و خیلی کمک کرد. اگر این اتفاق نمی‌افتاد، اطمینان دارم که نمی‌توانستم مدال بگیرم. بعد از باختم مقابل حریف اسپانیایی دیگر دوست نداشتم مسابقه بدهم چون خیلی ناراحت بودم اما صحبت‌های استاد کامرانی شرایط من را تغییر داد.

    باورتان نمی‌شود اگر بگویم که حتی یک لحظه دعا کردم که ورزشکار اسپانیایی به فینال نرود چون واقعا نمی‌خواستم مسابقه بدهم اما استادم به من گفت برای نماینده اسپانیا از راه دور انرژی بفرست که به فینال برود. این صحبت‌ها خیلی روحیه من را تغییر داد و مرا برای کسب مدال مصمم کرد.

    ظاهرا با آسیب دیدگی‌های زیادی هم به المپیک رفتی.

    بله همین‌طور است. من با شرایط بدی وارد اردو شدم و آسیب دیدگی‌های قبلی خیلی من را اذیت می‌کرد. البته از لحاظ فنی آماده بودم و مشکلی نداشتم. در مسابقات یونان راستم راه افتاده بود و ٧٠‌درصد از ضربه‌های سمت راستم استفاده کردم اما آسیب دیدگی در پای چپم باعث شد نتوانم چپ را محور کنم و با راست ضربه بزنم.

    شرایط برایم سخت بود. اطمینان دارم که اگر مربی‌ام نبود، نمی‌توانستم مدال بگیرم چون آسیب‌های قبل اذیتم می‌کرد. برنامه‌هایی که استادم داد باعث شد تا فشار زیادی به پایم نیاید و بهتر تمرین کنم. خودم هم قبل از المپیک فکر نمی‌کردم به آمادگی کامل برسم اما در المپیک با آمادگی کامل به میدان رفتم و این را مدیون تمرینات و برنامه‌های استاد کامرانی هستم.

    استقبال فوق‌العاده‌ای از تو در فرودگاه شد. خودت فکر می‌کردی مردم چنین برخورد گرمی موقع برگشتن به ایران داشته باشند؟

    باید اعتراف کنم که خیلی غافلگیر شدم. جمعیت زیادی به فرودگاه آمده بودند و فکرش را نمی‌کردم که این همه مورد استقبال قرار بگیرم. وقتی حضور مردم و مهربانی‌هایشان را دیدم انگیزه ام بیشتر شد که تمرینات و برنامه‌های آینده‌ام را با قدرت بیشتری ادامه دهم و به فکر موفقیت‌های بزرگتری باشم.

    دوست داری مدالت را به چه کسانی تقدیم کنی؟

    من این مدال را تقدیم به شهید گمنامی می‌کنم که زمان شهادتش فقط ١٧‌سال داشته و در فدراسیون تکواندو به خاک سپرده شده است. مدالم تقدیم به این شهید و تمام شهیدانی که برای آزادی و استقلال ایران جنگیدند تا من الان با خیال راحت در کشورم زندگی کنم و آسوده باشم.

    در فرودگاه صحنه زیبایی را رقم زدی، وقتی دست پدرت را بوسیدی. درباره این موضوع صحبت کن.

    من موفقیتم را مدیون زحمات پدر و مادرم می‌دانم. لازم بود که از آنها به‌ویژه از مادرم تشکر کنم چون واقعا زحمات زیادی برای من کشیده‌اند. هر فرزندی هم باید بداند که بعد از هر موفقیتی همیشه باید قدردان زحمات پدر و مادرش باشد. من هم همیشه قدردان پدر و مادرم هستم و خوشحالم که توانستم زحمات آنها را تا حدودی جبران کنم.

    تا حالا به این موضوع فکر کرده‌ای که اگر با پیشنهاد خارجی از طرف بقیه کشورها روبه‌رو شوی چه واکنشی نشان می‌دهی؟

    تاکنون اصلا به این موضوع فکر نکرده‌ام که اگر پیشنهاد خارجی داشته باشم چه تصمیمی می‌گیرم. درواقع تا حالا یک لحظه هم از ذهنم عبور نکرده که چه واکنشی به پیشنهاد کشورهای خارجی نشان خواهم داد.

    حتما الان با جوایزی که گرفته‌ای پولدار شده‌ای. فکر کردی که می‌خواهی با جوایزت چه کاری انجام دهی؟

    قبل از این‌که صاحب این جوایز شوم، از خدا خواسته بودم روزی این توانایی مالی را به من بدهد که به بچه‌های کار و کودکان یتیم کمک کنم. زندگی این کودکان و زحمت‌هایشان همیشه من را ناراحت می‌کرد و یکی از دغدغه‌های ذهنی‌ام بود. همیشه از خدا می‌خواستم پولدار شوم تا بتوانم برای این کودکان سرپناه درست کنم

    و به آنها کمک کنم. خدارا شکر که الان توانایی این کار را دارم و می‌خواهم عهدی را که با خدا بسته‌ام، به جای بیاورم و تا جایی که می‌توانم به این کودکان بی‌گناه محبت کنم. زندگی اجباری این کودکان خیلی سخت و دردناک است. واقعا دشوار است که زندگی به سختی بگذرد آن هم در دورانی که این بچه‌ها باید شاد باشند

    و فکر و ذکرشان بازی کردن باشد نه این‌که به اجبار کار کنند. می‌خواهم هر کاری از دستم برمی‌آید برای این کودکان انجام دهم و حتی برای یک لحظه هم که شده خوشحالشان کنم.

    وقتی تو مسابقه داشتی فرزان عاشورزاده روی سکوها بالا و پایین می‌پرید و حرص می‌خورد و واکنش‌های جالبی نشان می‌داد. این صحنه‌ها را دیدی؟

    بالاخره ما در ریو یک تیم بودیم و مجزا از هم نبودیم. ما همیشه از بردهای یکدیگر خوشحال می‌شویم و از باخت‌ها ناراحت. می‌دانستم که همه بچه‌ها برای من آرزوی موفقیت می‌کنند همان‌طور که من دوست داشتم پیروزی آنها را ببینم. همان‌طور که آنها از خوشحالی من خوشحال شدند من هم از ناراحتی‌شان غصه خوردم.

    فکر می‌کنی چرا مردان تکواندو نتوانستند مثل همیشه باشند؟

    خیلی ناراحت شدم وقتی این اتفاق افتاد. واقعا زمین المپیک با همه مسابقه‌ها فرق دارد و نمی‌شود پیش‌بینی کرد چه اتفاقاتی در آن رخ می‌دهد. نباید فراموش کنیم همین بچه‌ها‌ سال گذشته قهرمان جهان شدند. هر ٣ ورزشکار المپیکی تکواندو در هر مسابقه آسیایی و جهانی که حضور داشتند طلا گرفتند و قهرمان بودند. آنها باعث شدند که ما همیشه به تکواندو افتخار کنیم و نباید اینها فراموش شوند.

    موفقیت تو در المپیک آن‌قدر بزرگ بود که رئیس‌جمهوری به تو پیغام شخصی داد. آن لحظه چه حسی داشتی؟

    وقتی رئیس‌جمهوری شخصا به من پیغام دادند خیلی خوشحال شدم و به خودم افتخار کردم. در آن لحظه احساس شادی و غرور داشتم و انگیزه‌ام از همیشه بیشتر شد.


 

نسخه بتای برنامه اس نوت سامسونگ منتشر شد

یکشنبه 11 مهر 1395 11:34 ب.ظ

 

نسخه بتای برنامه اس نوت سامسونگ منتشر شد

  • نسخه بتای برنامه اس نوت سامسونگ منتشر شد

    قلم اس پن (S Pen) از جذابیت‌های سری گلکسی نوت سامسونگ محسوب می‌شود. این قلم با برنامه اس نوت (S Note) سازگاری دارد و کاربر می‌تواند درون این اپلیکیشن به طراحی یا یادداشت برداری بپردازد. چندی است کره‌ای ها اس نوت را برای سایر تلفن‌های هوشمند عرضه کرده‌اند و به تازگی نسخه بتای برنامه اس نوت برای دستگاه‌های اندرویدی عرضه شده است.

    جامعه اندروید همواره با آغوش باز به استقبال قابلیت‌های انحصاری پرچمداران کمپانی‌های مختلف رفته و اس نوت سامسونگ نیز از این قاعده مستثنا نخواهد بود. سامسونگ اواسط ماه می (اردیبهشت ماه سال جاری) اپلیکیشن اس نوت خود را در گوگل پلی برای دانلود به اشتراک گذاشت و کاربران زیادی آن را روی دیوایس‌هایشان نصب کردند. پس از آن هرگاه به‌روزرسانی جدیدی برای گلکسی نوت‌های سامسونگ ارائه می‌شد که در آن اپلیکیشن اس نوت دستخوش تغییر شده بود، نسخه گوگل پلی این برنامه نیز آپدیت جدیدی دریافت می‌کرد. اما پس از معرفی رسمی گلکسی نوت 7 (Galaxy note 7) و ایجاد تغییرات عمده‌ای در این اپ، سامسونگ به عرضه نسخه بتای برنامه اس نوت برای کاربران اندرویدی روی آورد.

    نسخه بتای برنامه اس نوت

    نسخه بتای برنامه اس نوت هم اکنون قابل دانلود است

    در صورتی که علاقه مند به امتحان نسخه بتای برنامه اس نوت سامسونگ هستید، می‌توانید پس از نام نویسی، نسبت به دانلود این اپلیکیشن اقدام کنید. عملیات نام نویسی بسیار ساده صورت می‌پذیرد و تنها با یک کلیک امکان پذیر خواهد بود. همانطور که در توضیحات کره‌ای ها برای این برنامه آمده، ممکن است حین کار با نسخه بتای برنامه اس نوت شاهد باگ‌هایی باشید. همچنین اپلیکیشن هنوز پایداری مطلوبی ندارد و ممکن است با اخطار «Force Close» مواجه شوید.

    سامسونگ می‌گوید در صورتی که از پیش اپلیکیشن اس نوت را روی دستگاه خود نصب کرده‌اید، به روزرسانی نسخه بتا به زودی برایتان ارائه خواهد شد. در لاگ تغییرات نسخه بتای برنامه یادداشت برداری سامسونگ به نمای جدید Folder View اشاره شده و سطل زباله نیز برای حذف هرچه سریع‌تر یادداشت ها تعبیه شده است. همچنین مهندسین کره‌ای طراحی کلی برنامه را بهینه کرده‌اند و کاربر احساس راحتی بیشتری با نسخه جدید این برنامه خواهد داشت.

    آیا شما نسخه بتای برنامه اس نوت را نصب کرده‌اید؟ تجربیات خود را با خوانندگان گجت نیوز به اشتراک بگذارید.


 

رونمایی سامسونگ از نسل چهارم هاردهای جامد V-NAND با ظرفیت 32 ترابایت

یکشنبه 28 شهریور 1395 08:36 ب.ظ

 

رونمایی سامسونگ از نسل چهارم هاردهای جامد V-NAND با ظرفیت 32 ترابایت

  • رونمایی سامسونگ از نسل چهارم هاردهای جامد V-NAND با ظرفیت 32 ترابایت

    به تازگی شرکت سامسونگ از نسل چهارم هادرهای جامد با حافظه‌های Vertical NAND رونمایی و آنها را تحت عنوان پر سرعت‌ترین هاردهای مبتنی بر حافظه‌های V-NAND برای استفاده در کارهای حرفه‌ای و سرورها، معرفی کرد.

    افزایش ظرفیت این هاردهای جامد ا 32 ترابایت یکی از مواردی است که باعث شده تا توجه‌ها سوی این محصول جدید جلب شده و بتوان آن را گامی جدید در پیشبرد اهداف دنیای IT تلقی کرد. این هاردهای جدید می‌توانند با ظرفیت بسیار بالایی که دارند، علاوه بر برطرف کردن نیازهای متخصصین، هزینه‌های کلی ساخت و مصرف را نیز تا حد زیادی کاهش دهند.

    اینطور که مدیران سامسونگ اعلام کرده‌اند، نسل جدید حافظه‌های V-NAND می‌توانند سرعت و پایداری بسیار زیادی را به همراه داشته باشند. در این هاردها، تعداد سلول‌ها در هر ردیف تا 64 لایه افزایش پیدا کرده که هر کدام از این لایه‌ها، ظرفیت 512 گیگابایتی دارند و در نهایت، هارد جامدی که پیش روی کاربران قرار گرفته، 32 ترابایت (یا 32,768 گیگابایت) ظرفیت دارد. همچنین سرعت تقریبی ورودی و خروجی در این لایه‌ها، برابر با 800 مگابایت در ثانیه بوده که این موضوع، توانایی سامسونگ در تولید محصولاتی با سرعت بسیار بالا را نشان می‌دهد.

    Samsung announces 4th Generation V-NAND and 32TB SSD in 2.5 package3

    سامسونگ قصد دارد هاردهای جامد جدید مبتنی بر نسل چهارم از حافظه‌ V-NAND خود را تا سه ماهه‌ پایانی سال جاری در اختیار شرکت‌های دیگر قرار دهد. بر اساس اطلاعات تخمینی، این هاردها با ظرفیت بسیار بالایی که دارند، می‌توانند نیازها به فضای ذخیره‌سازی را تا 40 درصد کاهش دهند.

    تکنولوژی‌های بسیار خوبی که سامسونگ در تولید این هاردهای جامد به کار گرفته، باعث شده تا سرعت خواندن و نوشتن اطلاعات به شکل فوق‌العاده‌ای به ترتیب تا 1500 و 900 مگابایت در ثانیه افزایش پیدا کند. علاوه بر این، سازندگان اندازه این هاردهای جامد را نیز کاهش داده و با عرضه کردن در ابعاد 2.5 اینچی، وزن آن را به تنها 1 گرم رسانده‌اند! چنین اندازه و وزن پایینی، سبب شده تا از همین حالا بتوان به استفاده از این هاردها در نسل بعدی نوت‌بوک‌ها و لپتاپ‌ها فکر کرد.

     Samsung announces 4th Generation V-NAND and 32TB SSD in 2.5 package2

    سال آینده شرکت سامسونگ قصد دارد تا هاردهای جامد جدیدی با حافظه‌های BGA را در اختیار کاربران قرار دهد، حافظه‌هایی که به تکنولوژی FO-PLP مجهز شده و توسط Samsung Electro-Mechanics توسعه داده خواهند شد.

    علاوه بر این، سامسونگ هاردهای جامد جدیدی با تاخیر بسیار پایین را نیز توسعه و آنها را Z-SSD نام‌گذاری کرده است. طراحی منحصر به فرد کنترلر این هاردهای جامد باعث شده تا سامسونگ بتواند با عملکرد حافظه‌های NAND را به آخرین حد خود برساند. اینطور که سامسونگ اعلام کرده، این حافظه‌ها تا 4 برابر سریع‌تر از حافظه‌های به کار رفته در دیگر محصولات عمل کرده و تاخیر زمانی آن نیز تا 1.6 برابر، کمتر از هارد جامد قدرتمند Samsung PM963 NVMe خواهد بود.

    لینک کوتاه: http://tech-news.ir/?p=48802


 

عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکس

سه شنبه 23 شهریور 1395 10:56 ب.ظ

 

عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکس

  • عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکس

    عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکس

    عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکس

    برخی از وقایع هستند که با عقل و علم جور نیستند و همیشه هم در زندگی بشر این اتفاقات رخ داده اند.از لحاظ علمی هم برای برخی از آن ها تا کنون جوابی پیدا نشده است. 

    بنای بزرگ سنگی و باستانی «استون هنج»

    یکی از آثار تاریخی دنیا، بنای استون هنج است که قدمت این بنا به 3100 سال پیش از میلاد بر می‌گردد، درست زمانی که عصر نوسنگی و عصر مفرغ بوده است. استون‌هنج در جنوب انگلستان، قرار دارد و یکی از بناهای بزرگ سنگی است که توسط مردم باستان در اروپا ساخته شده‌است.

    این بنا در دشت «سالزبری» انگلستان واقع شده و پس از مایل‎ها عبور از تپه و دشت در ییلاقات انگلیس، منظره این بنای غیر عادی و عجیب، انسان را به سکون و حیرت وا می‌دارد که چگونه در این بنا از تخته سنگ‌های بسیار بزرگ که ارتفاع هریک 6 متر و وزن هریک به حدود 50 تن می‎رسد، استفاده شده است.

    نکته حیرت‎آور دیگر اینجاست که این تخته سنگ‎ها به صورت یک دایره متحدالمرکز در کنار یکدیگر قرار گرفته‎اند چنانکه برخی می‎گویند حرکت دادن سنگ‌های عظیم الجثه به محل استقرارشان، یک کار بسیار بزرگ بوده است. یک مطالعه نشان می‎دهد که یک هزار نفر در مدت 3 هفته می‎توانستند فقط یک قطعه سنگی را به «استون هنج» حمل کنند

    که حتی با استفاده از چنین نیروی کار عظیمی، ساخت قسمت مرکزی بنا بیش از 10 سال طول می‌کشد. در مورد اینکه گذشتگان از «استون هنج» چه استفاده‎ای می‎کرده‌اند تعبیرهای متفاوتی وجود دارد؛ عده‌ای معتقدند که این بنا به عنوان معبد در گذشته استفاده می‌شده است و عده‎ای دیگر هم بر این اعتقادند که این بنا در گذشته برای بهبود بیماران کاربرد داشته و بیماران زمان بیماری در این بنا حضور پیدا می‎کردند.

    همچنین برخی معتقدند این بنا یک بنای نجومی است و از آن استفاده‎های نجومی می‌شده است.نکته اسرار آمیز در مورد این بنا این نیست که چرا این بنا ساخته شده است بلکه مهم‌تر این است که قرارگیری این سنگ‌ها در کنار یکدیگر به چه صورت بوده است

    و با چه قدرتی توانسته‎اند سنگ‎هایی با این وزن و حجم را در کنار یکدیگر قرار دهند. مطالعات کارشناسی که به تازگی در مورد این بنای تاریخی صورت گرفته، نشان می‌دهد برای انتقال این سنگ‌های 50 تنی از «مارلبرو داون» به محل فعلی‌شان، باید لااقل 600 مرد قوی‌هیکل در عملیات انتقال این سنگ‌ها شرکت می‌کردند.

    غول‎های سنگی انگلیس با 5000 سال قدمت مانند بسیاری از آثار معماری دنیا (اهرام ثلاثه) رازهای فراوانی در دل خود دارد که پاسخ به آن‌ها نیازمند سال‎ها تحقیق در حوزه تاریخ و معماری است
    عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکسخطرناک ترین درخت دنیا

    تک تک اجزای درخت مانچینیل (Manchineel) – یا در تلفظی دیگر «مانسینلا » – که در کتاب رکوردهای گینس عنوان «خطرناک ترین درخت دنیا» را به خود اختصاص داده سمی و خطرناک است.این درخت که ارتفاع آن گاه تا پانزده متر می رسد و در سواحل آمریکای مرکزی و کارائیب رشد می کند، میوه ای سبز رنگ دارد که به سیب ساحل یا «سیب مرگ» مشهور است.

    فقط کافی است این میوه شیرین را گاز بزنید تا چند لحظه بعد لب ها و دهان تان دچار خارش و التهاب شدید شود. خوردن این میوه به ظاهر جذاب سبب بروز عوارض ناگواری همچون ورم معده، عفونت باکتریایی، خونریزی و حتی مسدود شدن مجاری تنفسی به علت تورم شدید می شود.

    شیره درخت مانچینیل به شدت سمی است. بریدن قسمتی از این درخت سبب پاشیده شدن شیره آن به بیرون می شود. تماس با یک قطره از این شیره به التهاب شدید پوستی می انجامد.

    همچنین سوزاندن این درخت سبب می شود شیره آن به همراه دود بالا برود و به این ترتیب تماس با دود ناشی از آن هم التهاب پوستی ایجاد می کند. وارد شدن شیره این درخت یا حتی دود ناشی از سوزاندن آن به چشم می تواند شخص را کور کند.

    ایستادن زیر این درخت به ویژه در روزهای بارانی بسیار خطرناک است، زیرا قطرات باران پس از برخورد با برگه ها یا تنه این درخت سمی می شوند و در صورت هر گونه تماس با پوست بدن واکنش شدید آلرژیک ایجاد می کنند.یکی از شیوه های شکنجه در میان بومیان کارائیب این بود که فرد مورد نظر را به تنه این درخت می بستند. به این ترتیب فرد به در معرض سموم این درخت قرار می گرفت و به تدریج زجرکش می شد.

    جالب این که حیوانات مختلف منطقه از خطرات این درخت آگاهند و هرگز به این درخت مانچینیل نزدیک نمی شوند. تنها موجودی که از میوه آن تغذیه می کند، نوعی خرچنگ بومی منطقه کارائیب است اما سم این درخت تاثیری بر روی آن ندارد.

    درخت مانچینیل در حال حاضر در حال انقراض است و تعداد بسیار کمی از آن در دنیا وجود دارد. در این مناطق تابلوهای هشدار دهنده این در کنار این درختان وجود دارند یا بر روی تنه آن ها یک ضربدر قرمز کشیده می شود تا گردشگران را از نزدیک شدن به آنها بر حذر دارند.

    با این حال همه ساله تعدادی از گردشگرانی که به این مناطق سفر می کنند از سر بی اطلاعی یا بی توجهی به علایم هشدار دهنده یا حتی از سر کنجکاوی به خاطر تماس با این درخت یا خوردن میوه آن به درمانگاه های محلی مراجعه می کنند
    عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکسبیماری پورفیری

    پورفیری گروهی از اختلالات پورفیرین ها است که بر سیستم عصبی یا پوست یا هر دو اثر می‌گذارد. تمام پورفیری ها، ناشی از کمبود یکی از آنزیم‌های مورد نیاز در تولید هم ( heme) است.که به صورت ارثی یا اکتسابی در بدن فرد نمود پیدا می‌کند و در نهایت می‌تواند منجر به رشد تاول و زخم‌هایی در بدن شود.

    دردهای شکمی، تهوع و اختلالات روانی، را می‌توان از جمله اصلی‌ترین علائم این بیماری ذکر کرد. این بیماران معمولا نمی‌توانند در معرض نور خورشید قرار بگیرند و به همین دلیل بخش‌هایی از پوست آنها شکلی خونی و قرمز رنگ به خود می‌گیرد. پورفیریا درمان ندارد اما هرکدام از بیماری‌های درون آن به صورت مجزا قابل درمان هستند.
    عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکسآئین خرس کشی

    آیین Iyomante، آیینی است که مردم اهل Ainu این آئین را انجام می دهند. آنها خرس هایی که در خواب زمستانی هستند را به طرز فجیعی می کشند و سپس برای جبران کارشان توله های خرس را گرفته و بزرگ می کنند. بعد از گذشت چند سال بچه های خرس را به همان شکل می کشند. آنها اعتقاد دارند خرس ها مخلوقاتی شبیه به خدا هستند که در میان انسان ها قدم گذاشته اند!

    عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکس

    جاده اسرار آمیز مرگ!

    در پنانگ مالزی جاده ای معروف و در عین حال انگشت نما و بد نام موسوم به جاده (تمپه) وجود دارد سال های سال قبل آن جاده ساخته شد تا دسترسی به دریاچه پشت سد میسر گردد در کیلومتر 7.1 جاده تپه ای وجود دارد که به دو حومه متصل میشود راه ورودی دریاچه پشت سد در جایی در میان جاده ای کم عرص و باریک و پیچ در پیچ قرار دارد .

    حوادث و اتفاقات اسرار آمیز و مرموز بیشماری در آن جاده رخ داده اند اکثر اوقات قربانیان به همراه وسیله نقلیه خود به داخل دره عمیقی پرتاب شده اند و عده اندکی از مهلکه جان سالم به در برده و فرار کرده اند. بسیاری از اهالی پنانگ از رانندگی شب هنگام در ان جاده خودداری میکنند چون میترسند و به همه توصیه میکنند که شب هنگام در آن جاده تردد نکنند.

    یک مرتبه یک دختر معصوم و بیگناه توسط پلیسی کشته شد اگر چه علت مرگ دخترک معلوم نشد و بصورت یک راز سر به مهر باقی ماند ولی به نظر میرسد دخترک گناهی نداشت و آن پلیس مقصر شناخته شد ولی عجیب آنکه روج دخترک که پلیس را عامل مرگش میدانست هرگز دست از سر هیچ پلیسی برنداشت

    در نتیجه اکثر پلیس ها جرات ندارند شب هنگام در جاده رانندگی کنند چون بسیاری از آن ها جان سالم به در نبردند ظاهرا روح انتقامجو دخترک هر مرتبه حادثه مرگبار را برای پلیس ها ایجاد میکند. طبق اظهارات بومیان آن منطقه سال ها قبل یک تصادف دلخراش و مرگبار در آن جاده رخ داده است

    در آن تصادف خانم جوانی در دم کشته میشود ظاهرا روح آن خانم نیمه های شب بطور ناگهانی مقابل رانندگان بد اقبال نمایان نمایان میشود

    عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکس

    کوسه مگالودون

    گوسه مگالودون (megalodon) به عنوان بزرگترین کوسه ای که تاکنون در زمین زندگی کرده و یکی از بزرگترین شکارچیان مهره دار شناخته می‌شود. کوسه‌های مگالودون از حدود ۲۸ میلیون سال پیش تا ۱٫۶ میلیون سال پیش و زمانیکه در اثر دوره انقراض پلیتوسن از دریاها محو شدند، در دریاها پرسه می‌زدند.

    دندان‌های این کوسه ۵ تا ۷ سانتیمتر است (که البته این دندان‌ها هم بزرگ محسوب می‌شوند). بازسازی اندام کوسه مگالودون با استفاده از استخوان‌های فک و سایر بقایای فسیلی نشان می‌دهد که احتمالاً طول این کوسه به بیشتر از ۱۶٫۵ متر می‌رسیده است که سه برابر طول کوسه‌های سفید است. برای تصور بزرگی این کوسه فقط کافی است یک گیاه را در کنار یک دایناسور تصور کنید!

    توزیع گسترده فسیل‌های مگالودون، بویژه دندان‌ها، نشان می‌دهد که این گونه جهان وطنی در قسمت‌های گسترده ای از محیط‌های وطنی ساکن بوده است و بیشتر آب‌های کم عمق گرم و معتدل را ترجیح می‌داده اند. این کوسه‌ها در صدر زنجیره غذایی قرار داشتند و طعمه‌های بزرگی نظیر دلفین‌ها و نهنگ‌ها را می‌خوردند
    عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکسداستان یک روح

    در سال 1935 در لیزارد در منطقه مایو قلعه ای متروک و عجیب وجود داشت. در همان زمان دختری به آن قلعه متروک وارد شد ولی وقتی می خواست آنجا را ترک کند متوجه می شود نمی تواند از در آنجا عبور کند و نیرویی مانع او می شود. وحشت زده سعی می کند تا آنجا را ترک کند

    اما دیواری نامرئی مانع عبور او می شد و فضای خصمانه ای را در اطراف او به وجود آورده بود. هوا تاریک شده بود. او افرادی فانوس به دست را میدید که دنبال او می گشتند و صدایش می زدند. دختر از فاصله دو سه متری جواب آنان را می داد. اما به نظر می رسید آنها صدایش را نمی شنوند و سرانجام راهشان را کشیدند و رفتند. پس از مدتی دختر متوجه می شود دیوار نامرئی از بین رفته است و او توانست به خانه اش برگردد.
    عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکسمعمای حل نشده سنگ های دیسکی شکل

    در سال 1965پروفسور جی پو تئوی و چهار نفر از همکارانش بالخره اجازه فاش تئوری خود را بدست اوردند. انها تحقیقات و تئوریهای خود را تحت عنوان متن روی شیاره ها در باره سفینه فضایی است همانطور که روی دیسکها ثبت شده 12000 سال قبل در روی زمین فرود امدند ..

    716 دیسک سنگی شیار دار دیگر بعدا در همان غارها پیدا شد و داستان حیرت انگیز یک تحقیق فضایی انجام شده توسط ساکنین یک سیاره ناشناخته را نشان دادند .متنها ظاهرا اشاره به سقوط سفینه در کوه های بایانا کارا اولا ..رفتار صلح طلبانه بیگانگان ..اعضای قبیله هام در اطراف اون منطقه رو شکه و بر اشفته کرد و به بیگانگان حمله ور و انها رو نابود کردند .. اما ببنیم تحقیقات روسها در این باره چه بوده :

    دانشمندان روسی درخواست کردند در همان سالها این دیسک ها را ببینند و تعدادی زیادی از انها برای ازمایش به مسکو فرستاده شد انها ابتدا سطح دیسکها را از ذراتی که به انها چسبیده بود پاک سازی کردند و سپس تحت ازمایشات شیمیایی قرار دادند در کمال تعجب دانشمندان روس ..

    سطح این دیسکها حاوی کبالت و سایر مواد فلزی بود علاوه بر این هنگامی که روی یک صفحه چرخنده مخصوص که طرح دکتر ویاچسلاو ساتزف بود فرار گرفتند با ریتم غیر عادی به لرزش درامدند مثه اینکه بار الکتریکی از انها عبور میکرد انها شبیه هارد دیسکی باستانی میماندند.

    اما تایید ماجرا :

    از سالی که این دیسک ها در ان منطقه کشف شد اطلاعات بیشتری باستان شناسان از این منطقه دریافتند بیشتر اطلاعات نیز داستان هی ثبت شده بر روی این دیسک ها بود . افسانه های منطقه هنوز از افراد لاغر و کوچک اندام صحبت میکنند که در سالهای خیلی دور از اسمان به زمین اومدند

    و بسیار زشت و زننده بودند و به طوری که همه دوری میکردند. مردان قبیله سوار بر اسسب و این کوتوله ها را شکار میکردند توصیف حمله کنندگان به طور عجیب شبیه همون اسکلتهای 1 متری پیدا شده در غار توسط باستان شناسان است
    عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکسسندروم خود مرده‌ پنداری

    سندروم خود مرده‌ پنداری ، یکی از بیماری های عجیب روانی نادر است که در آن بیمار تصور می‌کند که مرده است (به طور واقعی و یا نمایشی)، وجود ندارد، بدنش متعفن می‌شود، و یا خون در بدنش وجود ندارد. در موارد پیشرفته بیمار حتی ممکن است فکر کند که نامیراست.

    بیماری‌‌ های عجیب‌سال ۱۸۸۲ این عصب شناس فرانسوی به نام ژولز کوتارد، بیماری را ویزیت کرد که از او به نام مادمازل ایکس در یادداشت‌هایش نام برده است. این بیمار باور داشت که نه مغزی دارد، نه سیستم اعصابی و نه معده و روده‌ای. با همه این کمبودها او اعتقاد داشت که وجودش جاودانی و نامیراست.

    به خاطر همین اعتقاد، او نیازی نمی‌دید که غذا بخورد و حتی زمانی که برای وی غذا می‌آوردند، از خوردن امتناع می‌کرد. پس مدتی به خاطر گرسنگی مفرط مرد. از این رو سندروم مرده متحرک به افتخار ژول کوتارد کاشف این بیماری، «کوتارد» نامگذاری شد.عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکسجاتینگا، محل خودکشی پرنده ها

    جاتینگا در شمال هندوستان، مانند هر دهکده‌ی دیگری در دنیا می‌ماند به استثناء یک چیز عجیب.. هر سال بین ماه‌های سپتامبر و اکتبر (برج ۶ و ۷ ما) صدها پرنده وارد این روستا می‌شوند و اجسادشان در محدوده‌ی روستا بر روی زمین می‌افتد. عجیب‌ترین قسمت ماجرا این‌جاست که تمام این اتفاق‌ها بین ساعت ۷ عصر تا ۱۰ شب اتفاق می‌افتد

    و وقتی مردم صبح از خواب بیدار می‌شوند هر جایی را که نگاه کنند جسد پرنده بر روی زمین ریخته است. شاید فکر کنید مردم جاتینگا تاکنون باید این دهکده را تخلیه کرده باشند اما جالب است بدانید که روستایی‌ها با برگزاری تورهای گردشگری برای مشاهده‌ی پرندگان پول خوبی به جیب می‌زنند.
    عجیب ترین اتفاقات در دنیا را ببینید +عکس

    برترین ها


 

هشدار تلگرام برای جلوگیری از هک شدن کاربران

سه شنبه 9 شهریور 1395 10:15 ب.ظ

 

هشدار تلگرام برای جلوگیری از هک شدن کاربران

  • هشدار تلگرام برای جلوگیری از هک شدن کاربران

    هشدار تلگرام برای جلوگیری از هک شدن کاربران

    هشدار تلگرام برای جلوگیری از هک شدن کاربران 

    وقتی خبر هک شدن تلگرام و شناسایی نقطه ضعف امنیتی این نرم افزار بدست هکرها منتشر شد,تلگرام توصیه هایی به منظور افزایش امنیت صادر کرده است. شرکت تلگرام برای افزایش امنیت محیط این شبکه پیام رسان کاربران را به استفاده از کلمه عبور علاوه بر وارد کردن کد ارسالی از طریق سامانه اس ام اس توصیه کرد.

    بعداز انتشار خبر هک شدن ۱۵ میلیون شماره تلفن کاربر ایرانی در شبکه تلگرام، کارشناسان امنیتی گفتند: علت آن به ضعف تلگرام در استفاده از پیام های متنی SMS به هنگام فعال شدن یک وسیله جدید به این سامانه بر می گردد.

    یعنی زمانیکه کاربر می خواهد تلگرام را بر روی گوشی جدید خود نصب کند، این شرکت با فرستان کد از طریق سامانه SMS فرآیند اجازه کاربر به تلگرام را می دهد که کد ارسال شده می تواند برای هکرها هم به اشتراک گذاشته شود.بر همین اساس، کارشناسان شرکت تلگرام به کاربران توصیه کردند برای بالا بردن ضریب امنیتی فضای شبکه تلگرام می توانند از کلمه عبور اضافی استفاده کنند.

    در واقع با رفتن به قسمت تنظیمات و (مرحله دوم تایید) Privacy and Security – ۲-Step Verification می توان امنیت تلگرام خود را ارتقاء داد. در این قسمت از کاربر علاوه بر کد SMS یک کلمه عبور هم برای ورود به تلگرام درخواست می شود که در این صورت دیگر هکرها به کلمه عبور اضافی کاربر برای ورود به صفحه تلگرام او دسترسی نخواهند داشت.


 

تعداد کل صفحات ( 5 ) 1 2 3 4 5